رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


    مهاباد ابری
    ٢(°C)
    وزش باد ٧(mph)
    فشار ٢۵.۴٠(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۴٠(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
دی ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« آذر    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
30  
  • سه شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ۲۳:۴۵
  • کد خبر : 967
  • مشاهده : 425 بازدید
  • س.ت » سینما » مصاحبه
  • چاپ خبر : آسوده و مهربان؛ و این همه‌ی رسالت بشریت است
گفتگوی اختصاصی بینه‌ر با کارگردان نمایش خج و سیابند

آسوده و مهربان؛ و این همه‌ی رسالت بشریت است

رسول بانگین متولد ۱۳۵۶ در روستای نالوس از توابع شهرستان اشنویه است. دبیر هنر است و فعالیت هنری خود را به صورت مستمر از سال ۱۳۷۵ شروع کرده است. گاهی در برخی رشته های تئاتر و سینما تدریس می کند اما کرسی شاگردی را به کرسی تدریس ترجیح می دهد. حدود ۶۰ نمایشنامه، ۱۰ فیلمنامه و تعدادی داستان کوتاه با چند مجموعه شعر نوشته است که تعدادی چاپ شده اند و بیشترشان در فضای مجازی در اختیار علاقه مندان قرار دارند.

  • بیشتر شما را باید نمایشنامه نویس قلمداد کرد یا کارگردان؟

من نوشتن را با چیز دیگری تعویض نمی کنم. نوشتن کامل ترین هنر بشریست که خاصیت ابدی و ازلی کردن افکار انسانی را به بهترین نحوه ممکن دارد. بخصوص در تئاتر که تنها نمایشنامه ی آنست که پس از گذشت سالها همچنان می ماند و خود اجرا بسیار درون مرزی و میرا است. کارگردانی اوقات فراغت من است. هرچند بسیار جذاب اما اولویت اولم نیست. در نگارش همیشه آنچه را که میخواهی مینویسی اما در کارگردانی همیشه عقب تر از افکار و خواسته هایت هستی.

  • بیشتر آثاری که در این مدت فعالیت نوشته اید در چه فضایی می گذرد و شامل چه موضوعاتی است؟ چه چیزی معمولا شما را به سمت توجه به یک موضوع و نهایت نگارش آن به صورت نمایشنامه می برد؟

هر موضوعی برای من میتواند جذاب باشد و آنچه مهم است چگونگی نگاه بکر به آن موضوع است. ولی مرگ و دنیای پیچیده ی آدمها و چالشهای ارتباط انسانی تا کنون بیشترین دغدغه ام بوده اند.

  • اخیرا دو اثر با موضوع و بن مایه ی کردی و همچنین زبان کردی در ارومیه به روی صحنه برده اید که در نوع خود اقدام کم سابقه ای است. چه شد این تصمیم را گرفتید؟

شاید بیشتر از نصف آثارم بن مایه ی کردی دارند. طبیعی است. چون خودم کرد هستم. کردی فکر میکنم و آسیب ها و بازخوردهای اجتماعی کرد بودنم را لمس و تجربه کرده ام. درست است که به زبان فارسی مینویسم اما روح و روان ملت کرد همواره در آثارم جاریست. سال ۸۶ نمایش عروس عروسک ها را روی صحنه بردم و آبان ۹۴ نمایش عروس باران را. و اینک خج و سیامند که قرار است خردادماه روی صحنه برود. چه شد که راغبتر شدم به این تولیدات، دقیق نمیدانم. اما فکر کنم خواستند. بله مردم خواستند و من هم کار کردم. نوشتن بخش خصوصی من است و کارگردانی و اجرای آنها بخش عمومی. قبلن به بخش خصوصی جواب مثبت داده و نوشته بودمشان و اینک سعی دارم نیاز بخش عمومی خودم را هم برآورده کنم.

  • استقبال مردم از «بووکه بارانه» چطور بود؟ و آیا فقط مخاطبین کرد به دیدن این اثر آمدند؟

بووکی باران در میزان جذب مخاطب نمایشی بی سابقه بود. شاید واژه ی باشکوه مناسبتر باشد. تاکنون مجتمع فرهنگی هنری ارومیه چنین خیل عظیمی از مخاطب را بخود ندیده بود. در سالن ۴۰۰ نفری شمس حتا برای ایستادن هم جایی نبود. راستش را بگویم کمی هم ترسناک بود. اما نیرویی شد در درونمان که باور کنیم ملت کرد قبل از همه ی آنچه ها که به او نسبت داده و یا به اجبار  بدان روی آورده، یک تفکر عظیم فرهنگی ست که همچنان  اصالتهای هویتی خود را حفظ کرده.

  • همواره مهمترین چالش که نویسندگان ما با آن روبرو هستند دراماتیک نمودن اسطوره ها، افسانه ها و داستان های فولکلوریک است. چرا که از طرفی مردم به آنها علاقه دارند و از طرفی می بایست حتما برای تاتر دراماتیک شود چون به خودی خود دراماتیک نیستند. شما بووکه بارانه را چگونه دراماتیک کردید؟

راستش را بخواهید من نمیدانم که چگونه مینویسم. در هر شغل و پیشه ای انسان پس از مدتی فعالیت آگاهانه به ناآگاهی فعلی میرسد. من سالها پیش اصول و قواعد نوشتاری را خواندم و آموختم و سپس برای آنکه بتوانم بنویسم همه ی آنها را فراموش کردم! اینک در ناخودآگاهم اتفاق می افتد و غالبن جدا از همه ی تئوریهای روزمره، آنچه مینویسم درست و بجاست. هیچ هنری صرفن بسته به قواعد نیست. هنر معنا و مفهوم است. هنر روح است و کیفیت جهان بینی شخص مولف. غالب آثاری که با قوائد، چه دراماتیک و چه غیر دراماتیک نوشته میشوند بی روحند. اما آنچه از درون می آید روحمند است.

  • خج و سیامند یا خج و سیابند چگونه شکل گرفت؟

مدتها بود که میخواستم اثری در تثبیت ادبیات شفاهی و عاشقانه ی مردم کرد بنویسم. خج و سیامند بدون دلیل خاصی اولین این اقدام بود. آنهم کاملن به روایت خودم نه در ادامه و پیرو نوشتارهای قبلی. سعیم بر این است که سایر قصه ها و آیین و اسطوره های کردی را نیز به نگارش در آورم و بدین شکل دین خود را به ادبیات و تاریخ پربار مردمم ادا کرده باشم.

photo_2016-05-27_01-08-48

  • حضور شما در جشنواره تئاتر باتمان تا چه اندازه توانست روی دیدگاه هنری شما تاثیر گذار باشد؟ آیا این حضور توانست دریچه ی جدیدی از ارتباط مخاطب برای شما بگشاید؟

فستیوال تاتر باتمان کمک کرد که اولن جایگاه خودم را در جریان تاتر کردی منطقه بشناسم و محک بزنم. دومن این جشنواره به مثابه مارکتی بود که هر گروهی بدور از جریانات رقابتی میتوانست نمایش خود را ارائه دهد و شاهد بازخوردهای اجرای آن باشد. چنین فصایی در کشور خودمان بسیار کم است و رقابت سلیقه ای از همان آغاز انگیزه ها و امیدها را به نابودی میکشاند. قطعن این جشنواره راغبم کرد تا در دعوتهای دیگرشان با دستانی پر تر و مفاهیمی بکر تر اعلام حضور کنم که تولید نمایشی دیگر برای فرصتی پیش رو از برنامه های آتی گروه میباشد.

  • با توجه به استقبال بسیار خوب از این نمایش در باتمان، آیا به فکر آن هستید که بعد از ارومیه در شهرهای دیگر نیز این اثر را اجرا کنید؟

اجرا در شهرهای دیگر استان یا فرا استان منوط به درخواست ادارات و انجمنهای نمایش مربوطه میباشد و گروه به تنهایی قادر به تصمیم گیری در این حوزه  نیست. هر چند اجرای مستمر یک نمایش در شهرهای دیگر غیر از شهر مبدا کمک شایانی به بهبود وضع موجود تاتر کشور میکند.

  • با توجه به اینکه برخی افراد که معمولا نیت های تفرقه افکنانه ناشی از تبلیغات مسموم بیگانگان دارند و تعدادشان هم زیاد نیست، با اجرای تاتر به زبان کردی در ارومیه مخالف هستند، فکر می کنید برای اهداف تاتری شما به عنوان یکی هنرمند (و نه فقط همین اجرا) بتوانند مانعی بوجود بیاورند؟

همان گونه که گفتید تعداد این افراد در سایه زیاد نیست و مهمتر از آن اینکه قدرت اجرایی و مدیریتی ندارند. در اجرای نمایش بووکی باران نه تنها هیچ مانع و شکافی ایجاد نشد بلکه ادارات ذیربط تا کنون در هیچ نمایشی به اندازه ی نمایش مذکور با بنده همکاری و مساعدت نداشته اند و چون ما بر این باورند که تولید و اجرای چنین آثاری کمک شایسته ای به تلطیف و سامان وضع موجود شهر مینمایند. اجرای نمایشهای ترکی و کردی در شهر مهم و حساس ارومیه نشانگر رشد و بالندگی فرهنگی مردمان این شهر است و نیل به این نکته نیازمند حمایت و درایت کلان مدیریت شهر است. ما در ارومیه با دوستان و  همشهریان ترک زبانمان ارتباط بسیار خوب و پرمهری داریم. در حوزه ی هنر که تفکیک ترک و کرد گاه واقعن ناممکن است و انسان بودن تنها چیزیست که اهمیت دارد. در سایر حوزه ها نیز کمترین اصطکاک فکری حاکم است و اختلافات غالبن ریشه ی رفتاری و سلیقه ای دارند تا زیربنای زبانی و قومیتی.

کانالهایی هستند که بر علیه ما کار میکنند. ولی ما بر علیه هیچ انسانی کار نمیکنیم. ما نزدیکترین دوستانمون، همسایه هامون، معلمامون و … ترک هستند. ما اونا رو دوست داریم و اونا هم ما رو دوست دارن. ما نمیتونیم همدیگه رو دوست نداشته باشیم. و کسایی از ما که بر علیه اونا و کسایی از اونا که بر علیه ما مطلبی میذارن نه مثل ما فکر میکنن نه مثل ما میبینن و نه مثل ما عاشقن. ما آسوده ایم و مهربان. و این همه ی رسالت بشریته. آروم، بیصدا، مهربان و عاشق.

  • ممنون از وقتی که گذاشتید. "بینه‌ر" بهترین ها را برای شما آرزومند است و امیدوار است بزودی اخبار اجراهای دیگر و موفقیت های شما در همین پایگاه پوشش داده شود.

از شما و پایگاه خبری هنری بینه‌ر که به من افتخار همصحبتی دادید تشکر میکنم و برایتان آرزوی شادکامی و بهروزی دارم.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

نگاهی به یازدهمین جشنواره داستان بانه

زمستانِ با بهار

یازدهمین دوره جشنواره داستان بانه پس از فراز و نشیبی فراوان، به وقفه چندین ساله برگزاری این رویداد مهم و دوست داشتنی ادبی پایان داد و رونمایی نمادین از دبیرخانه دائمی این جشنواره در شب اختتامیه ثمره ی تلاش چندین ساله برگزار کنندگان آن بود تا شاید عاملی برای استمرار مجدد در برگزاری آن باشد. علی الرغم انتقاد برخی سایتهای محلی از برگزاری این جشنواره که عدم استقبال شهروندان را دلیل ناکارآمدی آن دانسته اندد؛ نباید اهمیت، ضرورت و تاثیر گذاری جشنواره هایی از این دست بر روند فعالیت های ادبی را فراموش کرد البته بی شک تحقق این امر در صورت استمرار در برگزاری و همچنین روند اجرایی حرفه ای و دقیق تر فراهم خواهد آمد. از چند دهه پیش تقریبا در تمامی شهرهای کوردستان انجمن های ادبی محفل و محلی برای گردهمایی ادیبان و شاعران هر شهر و تبادل آثار و نظرات بوده و هست؛ اما رویدادهایی که باعث گردهمایی و دیدار ادیبان و نویسندگان شهرهای مختلف باشد اندک و انگشت شمارند. انگار این روزها نمی توان انتظار داشت کنگره فرزانگان کورد، بزرگداشت ماموستا حقیقی، بزرگداشت ماموستا محمد قاضی و... تکرار شوند و در چنین شرایطی نبود جشنواره داستان بانه نیز که می توان ادعا کرد تنها رویداد و آزمونگه داستان های چاپ نشده ی کوردی به حساب می آید لطمه ای است به ادبیات کوردی. بینه ر در جریان برگزاری یازدهمین جشنواره داستان بانه شاهد تلاش و زحمات شبانه روزی اعضای دبیرخانه بود و آن را ارج می نهد و بر اساس رسالت هنری و رسانه ای لازم می داند ضمن سپاس از فراهم شدن امکان حضور تنها پایگاه خبری هنری کوردستان، در راستای بهتر و پر ثمرتر برگزار شدن جشنواره در دوره های آتی مشاهدات و پیشنهادات کارشناسان خود را ارائه دهد ، چرا که بینه ر ضمن حمایت معنوی از تمامی فعالیتهای موثر و محترم در عرصه فرهنگ و هنر کوردستان، تحلیل و انتقاد درست رویدادها را عاملی برای پیشرفت و کمبود کاستی ها می داند. امید است مطالب مطرح شده مورد توجه دست اندرکاران جشنواره داستان بانه قرارگیرد و از سوی برخی مخالفان با برگزاری جشنواره، به عنوان مخالفت با آن و یا عیب جویی و بدگویی از این رویداد مهم و قابل احترام تلقی نشود، چراکه بینه ر کاملاً موافق این رویداد مهم ادبی است و در حد توان اندکش برای هرچه بهتر و باشکوه تر برگزار شدن آن نیز تلاش خواهد نمود.   1. جشنواره داستان بانه از همان ابتدا در دو بخش کوردی و فارسی برگزار شده و یکی از اهداف جشنواره برقراری ارتباط و تعامل بین ادبیات کوردی و فارسی بوده و هست. به نظر می رسد پس از یازده دوره برگزاری (طی 18 سال) می بایست پرسید جشنواره تا چه اندازه به این هدف دست یافته و دست آوردها و کاستی ها چیست؟ بدون شک برقرای ارتباط مد نظر جشنواره بین این دو حوزه ادبی، نیازمند فهم و ارتباط با آثار از سوی طرفین است. عدم پخش مناسب ...
css.php