رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 2 خبر


    مهاباد لطیف
    ٢٢(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۵٢(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۵٢(in)
  • پنج شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۶:۲۵
  • کد خبر : 1654
  • مشاهده : 232 بازدید
  • خوشنویسی » س.ت
  • چاپ خبر : نمایشگاه خوشنویسی “ئاوەنگی ئەوین” در مهاباد برپا می شود

به گزارش پایگاه خبری هنری بینەر نمایشگاه خوشنویسی آزاد محمودی، "ئاوەنگی ئەوین"  شنبه ۲۳ مرداد ماه در مهاباد برپا می شود. آزاد محمودی در گفتگو با خبرنگار بینەر گفت: در این نمایشگاه ۱۰۲ اثر که طی دو سال به وسیله قلم نی، با خط نستعلیق و شکسته نستعلیق نوشته شده است به نمایش گذاشته می […]

به گزارش پایگاه خبری هنری بینەر نمایشگاه خوشنویسی آزاد محمودی، "ئاوەنگی ئەوین"  شنبه ۲۳ مرداد ماه در مهاباد برپا می شود.
آزاد محمودی در گفتگو با خبرنگار بینەر گفت: در این نمایشگاه ۱۰۲ اثر که طی دو سال به وسیله قلم نی، با خط نستعلیق و شکسته نستعلیق نوشته شده است به نمایش گذاشته می شود. در این نمایشگاه اشعار ناب کردی و فارسی و تعدادی از اشعار بنده خطاطی شده است.
محمودی افزود: اهمیت برپایی این نمایشگاه در تحرک و پویایی جامعه و ارتباط فکری هر هنرمند با جامعه است.
او گفت: همزمان در روز برپایی این نمایشگاە، همایش تخصصی محمد رضا کلهر در سالن آمفی تئاتر وحدت شهرداری برگزار می شود. میرزای کلهر، برترین خوشنویس تاریخ هنر ایران قلم داد می شود؛ معرفی این شخصیت بزرگ و روشن کردن ذهن جامعه در ابعاد هنرخوشنویسی  و شخصیت او به عنوان یکی از ریشه های هویتی جامعه از اهداف این همایش است.
وی ادامه داد: این همایش با حضور هنرمندانی از استان  های تهران، کرمانشاه، آذربایجان شرقی، ایلام، آذربایجان غربی و… ساعت ۱۷  در سالن آمفی تئاتر وحدت شهرداری مهاباد شروع می شود.
این مراسمات با حمایت فرمانداری، شورای شهر و شهرداری، موزه هیمن، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مهاباد، انجمن خوشنویسان ایران، انجمن خوشنویسان مهاباد، همکاری انجمن سینمای جوان مهاباد، استادان عرصه موسیقی و مدیریت اجرایی عزیز یوسفی برگزار می گردد
نمایشگاه خوشنویسی آزاد محمودی "ئاوەنگی ئەوین"  از شنبه ۲۳ مرداد ماه سالجاری همه روزه از ساعت ۱۶:۳۰ الی ۱۸:۳۰ در تالار وحدت مهاباد پذیرای علاقه مندان می باشد

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php