رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۶ تیر ۱۳۹۶
  • الثلاثاء ۲ شوال ۱۴۳۸
  • 2017 Tuesday 27 June
    مهاباد
    -١٨(°C)
    وزش باد ٨(mph)
    فشار (in)
    محدوده دید (mi)
    اشعه فرابنفش -
    رطوبت (in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
تیر ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« خرداد    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  
  • پنج شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۶:۲۵
  • کد خبر : 1654
  • مشاهده : 208 بازدید
  • خوشنویسی » س.ت
  • چاپ خبر : نمایشگاه خوشنویسی “ئاوەنگی ئەوین” در مهاباد برپا می شود

به گزارش پایگاه خبری هنری بینەر نمایشگاه خوشنویسی آزاد محمودی، "ئاوەنگی ئەوین"  شنبه ۲۳ مرداد ماه در مهاباد برپا می شود. آزاد محمودی در گفتگو با خبرنگار بینەر گفت: در این نمایشگاه ۱۰۲ اثر که طی دو سال به وسیله قلم نی، با خط نستعلیق و شکسته نستعلیق نوشته شده است به نمایش گذاشته می […]

به گزارش پایگاه خبری هنری بینەر نمایشگاه خوشنویسی آزاد محمودی، "ئاوەنگی ئەوین"  شنبه ۲۳ مرداد ماه در مهاباد برپا می شود.
آزاد محمودی در گفتگو با خبرنگار بینەر گفت: در این نمایشگاه ۱۰۲ اثر که طی دو سال به وسیله قلم نی، با خط نستعلیق و شکسته نستعلیق نوشته شده است به نمایش گذاشته می شود. در این نمایشگاه اشعار ناب کردی و فارسی و تعدادی از اشعار بنده خطاطی شده است.
محمودی افزود: اهمیت برپایی این نمایشگاه در تحرک و پویایی جامعه و ارتباط فکری هر هنرمند با جامعه است.
او گفت: همزمان در روز برپایی این نمایشگاە، همایش تخصصی محمد رضا کلهر در سالن آمفی تئاتر وحدت شهرداری برگزار می شود. میرزای کلهر، برترین خوشنویس تاریخ هنر ایران قلم داد می شود؛ معرفی این شخصیت بزرگ و روشن کردن ذهن جامعه در ابعاد هنرخوشنویسی  و شخصیت او به عنوان یکی از ریشه های هویتی جامعه از اهداف این همایش است.
وی ادامه داد: این همایش با حضور هنرمندانی از استان  های تهران، کرمانشاه، آذربایجان شرقی، ایلام، آذربایجان غربی و… ساعت ۱۷  در سالن آمفی تئاتر وحدت شهرداری مهاباد شروع می شود.
این مراسمات با حمایت فرمانداری، شورای شهر و شهرداری، موزه هیمن، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مهاباد، انجمن خوشنویسان ایران، انجمن خوشنویسان مهاباد، همکاری انجمن سینمای جوان مهاباد، استادان عرصه موسیقی و مدیریت اجرایی عزیز یوسفی برگزار می گردد
نمایشگاه خوشنویسی آزاد محمودی "ئاوەنگی ئەوین"  از شنبه ۲۳ مرداد ماه سالجاری همه روزه از ساعت ۱۶:۳۰ الی ۱۸:۳۰ در تالار وحدت مهاباد پذیرای علاقه مندان می باشد

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

در سرزمین هنر جایی برای داعش نیست

برحسب اتفاق با جوانی مهابادی که راننده ی تریلر 18 چرخ بود، آشنا شدم و این بسیار هیجان انگیز بود که در بزرگراههای پراز "غربت و ترافیک" تهران برای اولین بار سوار بر تریلر شوم. در فاصله ای که مسیری را با هم طی کردیم از خودش گفت که عاشق دختر کوچکش ساینا است و هرشب به عشق دیدن دوباره ی او مسیرهای طولانی برایش کوتاه می شود و اسمش را بر روی ماشینش نوشته است و من چیزی نگفتم. از ماشینش گفت که روی شیشه اش نوشته است کردستان و پشت آن نوشته مهاباد و هر کجای ایران می رود با او از زیبایی های کردستان می گویند؛ از طبیعت پرتنوع و از مردم کم توقعش، از درستی و راستی مردمانش و از پیچ و تاب های گردنه های پر پیچ کوهستان هایش؛ گفت و گفت و من چیزی نگفتم. از حال این روزهایش هم گفت. با لحن غمگینانه ای که سنگینی فاجعه ای را یدک می کشید: امروز که برای آوردن بار به تهران می آمدم با خودم گفتم نکند این واژه ی کردستان روی شیشه ی ماشین برای مردم آزار دهنده باشد؟ نکند یکی از بازماندگان آن خانواده ها مرا ببیند؛ او چه فکری خواهد کرد؟ چگونه به او بگویم اگر داعش در آن روز سیاه ، فرزند و همسر و پدرت را در مجلس نشانه گرفت، همان روز تمام هویت هزاران ساله ی مرا نیز نشانه گرفته بود. چگونه به او بگویم که اولین تیرهای داعشیان در جهان به سمت کردها شلیک شد و بزرگترین ارتش مردان و زنان غیرنظامی را همان کردها علیه داعشیان در فاصله ای نزدیک از این سرزمین آرام شکل دادند که تحسین جهانیان را برانگیخت؟ چگونه این ها را به کسی بگویم که عزیزش را از دست داده است؟ آنهم نه در جنگ بلکه در یک روزی که می توانست بسیار بسیار معمولی باشد و در هیچ تقویمی به یاد نماند.  من همچنان چیزی نگفتم و او غمی در صدایش بود. می گفت بعد از حمله ی وحشیانه ی داعشیان به تهران، این احساس بد را با خود شهر به شهر می برد و پاسخی برای آن نمی یابد که چرا این گونه شد. به جایی رسیدیم که دیگر تریلر حق تردد نداشت و باید از هم جدا می شدیم. دیگرسوار تریلر شدن برایم هیجان انگیز نبود. دیگر هیچ چیزی هیجان نداشت. غم صدای جوان مهابادی که واژه های کردستان، مهاباد و ساینا تمام مفهوم او از زندگی بود همه ی هیجانات زندگی ام را به یکباره نابود کرد. در مسیری که دیگر تریلر حق تردد نداشت حوصله ی سوار شدن به تاکسی هم نداشتم و پیاده مسیری را رفتم. به حرف های آن جوان فکر می کردم و تازه یادم افتاد که چرا من چیزی نگفتم. چرا به او نگفتم که همه، کردستانیان را جنگجویانی شجاع علیه داعش می دانند که حتی موقع سوخته شدن در قفس آتش و بریده شدن سر به دست جلادان داعشی سرخم فرو ...
css.php