رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


    مهاباد لطیف
    ٣۴(°C)
    وزش باد ١٨(mph)
    فشار ٢۵.٣٠(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.٣٠(in)
  • دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۴:۴۹
  • کد خبر : 1591
  • مشاهده : 195 بازدید
  • س.ت » گرافیک
  • چاپ خبر : افتتاح نمایشگاه پوسترهای لهستان در کرمانشاه

پوسترهای لهستان هم‌زمان با دهمین سالگرد تاسیس انجمن طراحان گرافیک کرمانشاه در نگارخانه‌ی میرزا رضا کلهر افتتاح شد

به گزارش پایگاه خبری هنری بینەر به نقل از روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه نمایشگاه پوسترهای لهستان هم‌زمان با دهمین سالگرد تاسیس انجمن طراحان گرافیک کرمانشاه، شنبە ۹ مردادماه  در نگارخانه‌ی میرزا رضا کلهر افتتاح  شد.

بر پایه این گزارش؛ این نمایشگاه میزبان رادوسلاو زادوفسکی، کاردار فرهنگی سفارت لهستان در ایران و پریسا تشکری، طراح گرافیک و یکی از برنامه‌ریزان این نمایشگاه بود. نمایشگاه پوسترهای لهستان شامل پوسترهایی از طراحان گرافیک معاصر لهستان می‌باشد که از صبح روز ۱۰ مرداد آماده‌ بازدید عموم است. دهم مردادماه روز تاسیس انجمن طراحان گرافیک کرمانشاه است که به روز گرافیک کرمانشاه شناخته می‌شود و انجمن هرساله با دعوت از اساتید برجسته‌‌ی کشور و برگزاری جشنواره‌های سراسری، کارگاه‌های تخصصی و نمایشگاه‌های متفاوت، این روز را گرامی می‌دارد.

هماهنگی‌های به عمل آمده با سفارت لهستان، علاوه بر مجموعه پوسترها، آثار ویدئو آرت استودیو نویکی که یکی از استودیوهای پیشتاز در لهستان به شمار می‌رود نیز، هم‌زمان با این نمایشگاه به مدت یک هفته در نگارخانه‌ی‌ میرزا رضا کلهر به نمایش عموم در می‌آید.

پروژه‌ی «هفته‌ی طراحی گرافیک لهستان در تهران» پیش از این با حمایت سفارت لهستان، در موزه‌ی‌ هنرهای معاصر تهران و بنیاد لاجوردی، با تلاش‌های پریسا تشکری و رنه واوژگویچ طراح و نمایشگاه‌گردان لهستانی در اردیبهشت ۱۳۹۵برگزار شده بود که روزرنگ نیز یکی از حامیان این پروژه بود. احمری افزود: «این پروژه پوسترهایی متفاوت از آنچه تا کنون از طراحی گرافیک لهستان در ذهن همگان نقش بسته در معرض دید مخاطبین قرار می‌دهد و استاد لکس دروینسکی، گِژگُاژ لاشوک، اولا نیپسویی و همچنین مارچین نویکی و کاشا نِستروویچ از استودیوی نوویکی طراحان دعوت شده به این رویداد هستند.» نمایشگاه پوسترهای جدید لهستانی، توسط رادوسلاو زادوفسکی، کاردار فرهنگی سفارت لهستان در ایران، افتتاح ‌شد و ایشان به همراه پریسا تشکری در روز دهم مرداد نشستی با حضور طراحان گرافیک کرمانشاه برگزار کردند. گل فروشی تورج و شیرینى فروشی تابان ٢ از حامیان دیگر این برنامه در کرمانشاه هستند.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php