رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


    مهاباد لطیف
    ٢۵(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۴۴(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۴۴(in)

به گزارش پایگاه خبری هنری بینەر مستند «نوروز» ساختەی "نوشین نامداری" در بین ۱۰ اثر برگزیده ی مسابقه فیلم  های سه دقیقه ای نوروز قرار دارد. دراین جشنواره روح الله مولوی، بهاره للهی دلا و رضا فهیمی به عنوان داوران جشنواره بعد از بررسی ۴۰ فیلم راه یافته به بخش پایانی، اسامی برگزیدگان این دوره را […]

به گزارش پایگاه خبری هنری بینەر مستند «نوروز» ساختەی "نوشین نامداری" در بین ۱۰ اثر برگزیده ی مسابقه فیلم  های سه دقیقه ای نوروز قرار دارد.

دراین جشنواره روح الله مولوی، بهاره للهی دلا و رضا فهیمی به عنوان داوران جشنواره بعد از بررسی ۴۰ فیلم راه یافته به بخش پایانی، اسامی برگزیدگان این دوره را اعلام کردند که نوشین نامداری از کردستان در ردیف سوم قرار دارد.

نوشین نامداری در گفتگو با خبرنگار بینەر گفت: مستند سه دقیقه ای نوروز داستان مراسم سنتی نوروز در مریوان را بازگو می کند که برخلاف تمامی نقاط ایران به جای روز اول فروردین روز ۲۹ اسفند برگزار می شود؛ تمام مردم در خارج ازشهر دورهم و در کنار آتش جمع میشوند و "هە لپە رکی" (رقص کردی) میکنند.

نوشین نامداری( کارگردان)، شاهو کریمیان(تهیه کننده) و دلیر آذرباد(بازیگر) از عوامل اجرایی این مستند سه دقیقه می باشند.

مسابقه فيلم‌هاي سه دقيقه‌اي نوروز توسط انجمن سينماي جوانان ايران با مشاركت وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، وزارت آموزش‌وپرورش و شبكه مستند سيما با اهداف ترويج و توجه به آيين‌ها و سنن ملي مذهبي و تأثير آن در زندگي اجتماعي، ترويج سبك زندگي اسلامي ايراني و افزودن روح نشاط و اميدآفريني در بين اقشار جوان برگزار گرديد.

شایان ذکر است که مراسم تجليل از برگزيدگان اين مسابقه روز دوشنبه ۱۸ مردادماه در جريان برگزاري پنجمين جلسه پاتوق فيلم كوتاه در محل سالن شماره ۳ پرديس سينمايي چارسو برگزار خواهد شد.

اسامي فيلم‌ها و فيلم‌سازان برگزيده به شرح ذیل است:

فيلم «قرمز» به كارگرداني علي حاج هاشمي از خميني شهر

فيلم «قورشاق» به كارگرداني مرتضي نژادي از اردبيل

فيلم «نوروز» به كارگرداني نوشين نامداري از كردستان

فيلم «سبز است اگر» به كارگرداني علي خوشدلي از كاشان

 

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php