رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


    مهاباد لطیف
    ١٢(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۶٢(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۶٢(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
مهر ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« شهریور    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
282930  

جریان نمایشنامه‌نویسی در ایران به شیوه امروزی، از دوره قاجار و با نوشته‌های میرزا آقا تبریزی و میرزا فتحعلی آخوندزاده آغاز شد. از آن تاریخ تا امروز اکثر اجراهای جدی و به‌یادماندنی تئاتر در ایران مربوط به آثاری است که از زبان‌های دیگر به فارسی ترجمه شده‌اند. برای بررسی وضعیت و چالش‌های موجود در جریان نمایشنامه‌نویسی، به‌ویژه آثار تألیفی، خبرگزاری ایبنا با قطب‌الدین صادقی، مدرس دانشگاه، کارگردان و نویسنده تئاتر گفت‌وگویی انجام داده که می‌خوانید.

با توجه به اینکه حدود یک قرن از تاریخ نمایشنامه‌نویسی (به مفهوم غربی) در ایران می‌گذرد، برخی از فعالان هنر نمایش معتقدند جریان پویایی در این عرصه وجود ندارد. بر این اساس، شما عملکرد نسل امروز نمایشنامه‌نویسان جوان در ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
- قدر مسلم این است که در سال‌های اخیر تعداد نمایشنامه‌نویسان خیلی بیشتر شده و آمار نشان می‌دهد که هرساله بیش از سه هزار نمایشنامه نوشته می‌شود. البته این‌که همه این تعداد به لحاظ فنی در یک جایگاه قرار نمی‌گیرند، بحث دیگری است. در این‌ بین، هر کس بیشتر و بهتر کار بکند، موفق‌تر خواهد بود. برخی از فعالان در این عرصه راه ساده‌تر را انتخاب می‌کنند و با عناوینی مثل بازنویسی و بازخوانی شروع به کپی کردن آثار خارجی می‌کنند و از یک شاهکار، یک اثر درجه ۱۸ تولید می‌کنند. این افراد بسیار پرکارند و بیشتر کارشان تجاری است، چون بابتش پول می‌گیرند.
به‌نظر شما دلیل ایجاد رویه کمیت‌محور، در نمایشنامه‌نویسی ایران چیست؟
- چون ما در کشور ۱۸ دانشکده تئاتر داریم که مثل سوسیس و کالباس فارغ‌التحصیل می‌دهند و ۷۰۰ کلاس آموزشی داریم که کارشان پرورش کارگردان و بازیگر است. این‌ها دوست دارند، نتیجه سرمایه‌ای را که وسط گذاشته‌اند، ببینند. بر این اساس، سالن‌های ریز و درشت را با قرض‌ اجاره می‌کنند و برای نمایش‌های شان، نمایشنامه می‌نویسند. این افراد نمایشنامه‌های خارجی را به‌درستی نمی‌فهمند. خود من چند نمایش را دیده‌ام که براساس نمایشنامه‌ای خارجی بوده، اما از ۱۰۰ کیلومتری متن هم عبور نکرده‌اند. در نتیجه برای اینکه آن نمایشنامه را همه‌فهم کنند، شاخ و دمش را می‌زنند و برداشت کوچکی از آن را ارائه می‌دهند.
متأسفانه در نمایشنامه‌نویسی ما، ابداع کم است و به‌جای این‌که به کیفیت بیندیشیم، به کمیت فکر می‌کنیم. این روزها فروش تبدیل به هدف اول و آخر شده و در نتیجه، بیشتر کارها از کیفیت و عمق لازم بی‌بهره‌اند. این وضعیت در کارگردانی، بازیگری، طراحی و به‌طریق‌ اولی در نمایشنامه‌نویسی بر بیشتر تئاترهای این روزها، حاکم شده است. دغدغه کمال‌آفرینی و ایجادِ شاهکار دیگر بین ما جایی ندارد، در حالی‌که وقتی به بزرگان نمایشنامه‌نویسی در سطح جهان نگاه می‌کنیم، می‌بینم که راه دیگری را انتخاب کرده‌اند. غولی همچون ایبسن در همه عمرش ۲۵ نمایشنامه و بزرگی چون شکسپیر ۳۷ نمایشنامه نوشته‌اند، اما در ایران نویسنده‌ای را می‌شناسم که سالانه ۲۵ نمایشنامه می‌نویسد. نکته بعدی که در این میان وجود دارد، باندها و گروه‌هایی‌اند که مدام به هم امتیاز می‌دهند. در این میان، نویسنده‌های جوان با این‌که تعداد کمی هم ندارند، گاهی کمتر میدانی برای ارائه آثارشان پیدا می‌کنند.
با این اوصاف، راه شناسایی جوانان بااستعداد و توانمند در عرصه نمایشنامه‌نویسی چیست؟
– اخیراً در جایزه پروین اعتصامی دبیر علمی بودم و در آنجا دو دختر نویسنده بسیار بااستعداد را دیدم. این‌طور نیست که عرصه خالی باشد، منتهی این افراد برای ادامه کارشان به امید نیاز دارند. باید ببینند که گروه‌های تئاتری، آثارشان را کار می‌کنند تا بتوانند به راه شان ادامه دهند. اخیراً در حوزه هنری، دو نمایش از شهرکرد و اصفهان دیدم که به‌نظر من نویسندگان بسیار بااستعداد و خوشفکری داشتند. امروز ما در شهرستان‌ها نمایشنامه‌نویسان خوبی داریم، اما از طرفی تعدادشان کم است و از سوی دیگر امکان معرفی و اشتغال در این زمینه را در سطح وسیع ندارند. شاید اگر آن دو نویسنده آن روز به حوزه هنری نیامده بودند یا من برای اجرای شان در آنجا حاضر نمی‌شدم، امروز این حرف را نمی‌زدم. عرصه تبلیغات، در دست عده‌ای است که با روابط و لابی‌هایی که در میان روزنامه‌نگاران و خبرنگاران دارند، مدام درباره کارشان صحبت می‌کنند و رسانه‌ها آنها را بزرگ می‌کنند، در حالی‌که واقعاً بزرگ نیستند؛ بنابراین کار برای جوانان بااستعداد کمی سخت است.
آیا با این سخن که تعداد نمایشنامه‌نویسان خوب در ایران امروز چندان زیاد نیست و چند تک‌ستاره در این عرصه فعال هستند، موافقید؟
- حرف در دهان من نگذارید. وقتی سالانه سه هزار نمایشنامه نوشته می‌شود، یعنی جریان پویا. اینکه برخی از این نمایشنامه‌ها کیفیت ندارند، بحث دیگری است. شما فکر می‌کنید که در دوره شکسپیر چند نمایشنامه‌نویس خوب وجود داشته است؟ از زبان من حکم صادر نکنید.
بنابراین کیفیت جزو پارامترهای پویایی جریان نمایشنامه‌نویسی به‌حساب نمی‌آید؟
- در هیچ جای دنیا، نمی‌توانید جایی را مثال بزنید که از میان سه هزار نمایشنامه که سالانه در آن نوشته می‌شود، دو هزار نمایشنامه‌اش درجه یک باشد. از میان کسانی که امروز به‌عنوان بازیگر معرفی می‌شوند، چند نفرشان بازیگران واقعی هستند؟ چند نفر از کارگردان‌ها، واقعاً کارگردانند؟ همیشه روال این‌گونه است که تعدادی نخبه، سرآمد هستند. تعداد این نخبگان کم است. در دهه ۴۰، در ایران خیلی‌ها نمایشنامه نوشتند. اما نام چهار یا پنج نفر از آنها مثل بیضایی، مفید و فرسی ماندگار شد. در آن دوره، تعداد نمایشنامه‌نویسان کم نبود، اما چون کارشان کیفیت نداشت از صافی زمان عبور نکرد.
آیا ایجاد امکان انتشار آثار در قالب کتاب، می‌تواند شانس نمایشنامه‌نویسان جوان و بااستعداد را برای اتصال به جریان جدی تئاتر در ایران، افزایش دهد؟
- بله، قطعا. کتاب وسیله‌ای است که در دسترس همه قرار دارد. تا امروز در نشر قطره حدود ۴۰۰ نمایشنامه منتشر شده است. ناشرانی همچون افراز، چشمه، سمت و نیلا هم همین روند را در پیش‌گرفته‌اند. این مؤسسات برای انتشار نمایشنامه‌های مختلف تلاش می‌کنند و حتی سعی دارند متن‌های این آثار را در اختیار جشنواره‌هایی نظیر «کودک» و «همدان» هم قرار دهند. طبیعی است که وقتی نمایشنامه‌ها، مکتوب شوند و به‌سادگی در اختیار عموم قرار بگیرند، می‌توانند در معرفی جوانان توانمند به جامعه تئاتر و عموم مردم، تأثیرگذار باشند. ناگفته نماند که به‌تازگی، در فضاهای مجازی نمایشنامه‌ها را تبادل می‌کنند و متن‌ آثار را در معرض دید عموم قرار می‌دهند. این اقدامات می‌تواند مؤثر باشد، اما آنچه من بیش از همه به آن اعتقاد دارم، این است که جوانان از تقلید دوری و به سمت تألیف حرکت کنند.
چرا نویسندگان حوزه نمایشنامه‌نویسی باید بر تألیف تمرکز کنند؟
- قرار نیست ما مفسر دست‌وپا شکسته جهان‌بینی و اندیشه‌های دیگران باشیم؛ خودمان در چه نقطه‌ای قرار داریم؟، دستاوردهای ما در طول تاریخ کجا رفته‌اند؟ و مسائل و مشکلات خودمان در کجا باید مطرح شوند؟ تئاتر مثل شعر، رمان و سینما در وهله اول باید مشکلات پیرامون خودش را مطرح کند. این مسائل را تجزیه‌ و تحلیل کند و برای مخاطب ارائه دهد. تئاتر باید پرسشگری کند تا مردم با عمق بیشتری با این مسائل روبه‌رو شوند. تقلید و بازنویسی به‌درد نمی‌خورد. با چنین اقداماتی، انگار مدام در حال پوشیدن لباس‌های کهنه خارجی‌ها هستیم. پس لباس ملی خودمان که از تاریخ و جغرافیا و شرایط اجتماعی ما برآمده، چه می‌شود ؟ تقلید و اقتباس برای ما ویرانی به دنبال دارد و اجازه نمی‌دهد استعدادهای خودمان شکوفا شود. با این کارها، ما پسمانده غذای دیگران را پس از چند قرن می‌خوریم، در حالی‌که اجداد و نیاکان ما در بدترین شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، بهترین آثار را آفریده‌اند. وظیفه ما این است که آن دستاوردها را نگه‌داریم و به آن‌ها بیفزاییم. با تقلید، بازنویسی و اقتباس‌های احمقانه راه به‌جایی نخواهیم برد.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

نگاهی به جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد

هیاهوی بسیار برای … ؟

چند روزی از پایان جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد که اولین دوره ی خود را طی کرد نمی گذرد. اکنون شاید بهترین زمان برای نقد و بررسی رویکرد این جشنواره باشد. گرچه این انتقادها از همان زمان علنی شدن بحث جشنواره قابل طرح بود، اما به جهت حمایت از برگزاری و جلوگیری از شائبه های مختلف، این نقد به بعد از برگزاری موکول شد تا پیش داوری اشتباهی صورت نگرفته باشد. اولین موضوع قابل بحث عنوان جشنواره است که از دو عبارت متفاوت اما با زمینه ی مشابه برخوردار است. نمایشنامه خوانی یا اجرا خوانی؟ آنچه که مدت ها در ایران با عنوان نمایشنامه خوانی شناخته می شد، بیشتر دلالت بر خوانش نمایشنامه توسط چند بازیگر(و گاه یک بازیگر) نشسته بر صندلی و با متن در دست بود. کم کم این شکل نشستن صرف، تغییراتی پیدا کرد و بازیگران به صورت ایستاده و یا به اشکال مختلف و با بهره گیری از دکور بسیار ساده، نور و صدا (در حد محدود) به خوانش نمایشنامه پرداختند و به نوعی اجراخوانی قلمداد شد. در واقع اجراخوانی ما به ازای script-in-hand performance مورد استفاده قرار گرفت. تقریبا تعریف دقیق و مشخصی از شکل و تاریخچه ی نمایشنامه خوانی نمی توان یافت و تعاریف و توضیحات متفاوتی برای آن ارائه شده است. با این حال دو نکته ی اساسی وجه مشترک همه ی این تعاریف است. نمایشنامه خوانی برای خوانش اثر نو و اجرا نشده ی نویسنده توسط نویسنده و یا بازیگران شکل گرفته است که این امر نیز برای دو مقصود صورت می گیرد. یا نویسنده در حال معرفی نمایشنامه ی خود به کارگردانان و کمپانی های تولید تئاتر است، یا نویسنده قصد دارد با خوانش آن با بازخورد مخاطب آشنا شده و نمایشنامه اش را براساس این بازخورد بازنویسی نماید. حالت کلی دوم مربوط به خوانش نمایشنامه های یک نویسنده به صورت رپرتواری است. به این معنا که مثلا مجموعه ای از آثار شکسپیر توسط گروههای مختلف به منظور بررسی آن آثار در زمانی مشخص خوانده می شود. در هر دو حالت کلی ، جنبه ی ادبیات نمایشی بر جنبه ی اجرایی غالب است. با این حال این غلبه ی ادبیاتی معمولا در شکل اول که بیشتر به منظور معرفی اثر صورت می گیرد، نمود بیشتری دارد و می توان آن را نمایشنامه خوانی در نظر گرفت. در شکل دوم که جنبه ی آموزشی و یا پژوهشی آن بیشتر مور توجه است و در بسیاری از مدارس تئاتری جهان با استفاده از همین شیوه ی در یک فصل مشخص آثاری از نویسنده ای مشخص مورد خوانش قرار می گیرد، می توان به شاخصه های اجراخوانی (یا نمایش با متن در دست) نزدیک شد تا جنبه هایی اجرایی نمایشنامه نیز مورد توجه قرار گیرد. طبیعتا هیچ کدام از این روش ها یک قانون غیرقابل تغییر نیست و تداخل آن در یک دیگر امکان پذیر است. اما معمولا برای بررسی پدیدهای علوم انسانی می بایست یک عرف و تعریف مشخص را برای جلوگیری از پراکندگی بحث ...

جدیدترین خبرها

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
656
روز گذشته
آیا سینمای مهاباد دوباره بازگشایی می شود؟
css.php