رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • الأربعاء ۲ ربيع أول ۱۴۴۴
  • 2022 Wednesday 28 September
    -١٨(°C)
    وزش باد (mph)
    فشار (in)
    محدوده دید (mi)
    اشعه فرابنفش -
    رطوبت (in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
مرداد ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« تیر   شهریور »
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031  
 یادداشتی بر نمایش «تحجر» به کارگردانی کریم خاوری؛

تحجر، برشی از اکنونی ما

تحجر به کارگردانی کریم خاوری، کارگردان جوان و خوش ذوق مریوانی، در واقع بازنمایی کوتاه و اما نسبتا کاملی از زندگی بغرنج و تهی از معنای این روزهای زیست جهان ماست.

سرگردانی، تنهایی، بی تفاوتی، اغفال مدام همدیگر، تهی شدن مفهوم انسانیت، دگردیسی ارزش‌ها، رنگ باختن ارزش‌های والای انسانی، سنگ شدگی فرهنگ، سنگ شدگی انسان‌ها، بازگشت به توحش ابتدایی، بازتولید تحجر مدرن، بی اعتمادی و ناتوانی مدرنیته ابزاری در پر کردن حفره‌های زیست جهان ما، بخشی از آسیب‌های جدی و خطرناک زندگی اکنونی ما هستند که نمایش صامت و کوتاه تحجر، به خوبی آن‌ها را به نمایش گذاشت و به عبارتی با برشی بر زندگی اکنونی ما به بازنمایی عینی آن‌ها پرداخت و بار دیگر با زبان پر اعجاب هنر، این آسیب‌ها و خطرات را گوشزد نمود.

تحجر به خوبی و سادگی به ما یادآوری می‌نماید، که چقدر به زیست جهان و واقعیت‌های پیرامونی خود بی‌تفاوت شده‌ایم، به ما یادآوری می‌نماید تا چه اندازه ارزش‌های والای انسانی رنگ باخته و ارزش‌های جدید تا چه اندازه در معنابخشی به زندگی ما ناکام و ناتوانند، تحجر به ما گوشزد می‌نماید چسان انسان‌ها سنگ شدگی را پذیرفته و چسان در گرداب یک فرهنگ سنگ شده محصور هستند، تحجر به ما هشدار می‌دهد که زندگی انسان‌ها تا چه اندازه بی ارزش شده و انسان چه ساده قربانی پول، این والاترین کالای دنیای سرمایه‌داری شده و چگونه برای رسیدن به آن شنیع وار مردارنمایی می‌نماید، به ما هشدار می‌دهد که انسان‌ها تا چه اندازه سرگردان و آشفته‌اند، هشدار می‌دهد انسان‌ها تا چه اندازه تنها و مغموم هستند و مهمتر ازهمه نشان می‌دهد این مفهوم دهکده جهانی ارتباطات تا چه اندازه تهی از معنا و محتواست و انسان دارد نوعی از توحش و تحجر مدرن را بازتولید می‌نماید.

تحجر به ما می‌فهماند که به سادگی و سهولت، هر روزه شادی آفرینان و پیام آوران معصوم آشتی و زندگی را قربانی هوس‌های فردی می‌نماییم. به ما با صدای رسا اعلان می‌نماید که بی تفاوتی، بی اعتمادی و ارتباطات ساختگی، آرام آرام تمامی ارزش‌های انسانی ما را به قهقهرا می‌برد و دریغا همچنان بی تفاوتی حرف نخست را می‌زند و محدود کسانی که هنوز جامه کرامت و شرافت به تن دارند و فریادرسی و پرداختن به انسانیت انسان را از یادنبرده، چگونه به سهولت قربانی می‌شوند و مهمتر اینکه زنگ احتمال توقف فریادرسی را به صدا در می‌آورد.

تحجر بدبینانه نیست، تحجر در پی سیاه‌نمایی نیست، بلکه در پی بازنمایی بخشی از واقعیت اکنونی ماست که فرآورده‌اش سرگردانی و پایان فریادرسی و همنوع‌ دوستی و بازتولید تحجر است. تحجر دریغا بازنمایی برشی از واقعیت اکنونی ماست که تلاش دارد همسو با دیگر فریادرسان و درک کنندگان راستین درد، واپسین زنگ هشدارباش را بزند.

نمایش تحجر به کارگردانی کریم خاوری فارغ از بازنمایی قابل تحسین آسیب‌های جدی زیست جهان دگرگشته و وارونه ما، این هفته با نمایش روزانه در فضاهای عمومی شهر مریوان، به نحوی بانگ رسای تدوام پویایی این شهر در مقوله فرهنگ و ادب و هنر بود. نوید فرحبخشی بود که هنوز هستند کسانی در این وضعیت بغرنج اقتصادی و بی تفاوتی اجتماعی، رسالت خویش را از یاد نبرده و همچنان این رسالت هنری خویش را ارج می‌نهند و با هنر به جنگ تاریکی‌ها و زشتی‌ها می‌روند. از اینرو بایسته است این سنخ رویکردها و رهیافت‌ها به درد و رنج‌های انسانی را پاس داشت و به حرمت این رویکردها، کلاه از سر برداشت و خم شدگی را تجربه نمود.

مغفول نماند جدا از کارگردان، بایستی به تعظیم بازیگران سرشار از عشق و هنر این نمایش نشست که چسان و تا چه اندازه هنر و زندگی را ارج می‌نهند و چند دقیقه بازیگری را برای بازنمایی رنج‌های انسانی اینچنین جدی می‌انگارند چنان جدی گویی که بخشی از وجود، هستی و بودن خود آنهاست و این بی‌شک قابل احترام و پاس داشتن است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

سریال نون.خ و مساله ی زبان !

این نقد سریال نیست. حتی نقد آن چیزی که مطرح می شود نیز ممکن است نباشد. بیشتر بیان مساله و اشتراک گذاری سوالی است که شاید برخی از فیلمسازان و حتی تئاتری های کوردستان نیز با آن مواجه باشند. از این رو از زبان ساده تر و خودمانی تری نیز برای نوشتار استفاده می کنم. چند روزی است که سریال تلویزیونی «نون. خ» از شبکه ی یک سیما پخش می شود. داستان این سریال که از همان الگوی سریال پایتخت پیروی می کند ، این بار در یکی از مناطق کوردستان اتفاق می افتد. فارغ از اینکه مکان داستان بیشتر شبیه به روستاست و معلوم نیست چرا سازندگان اصرار دارند آن را شهر معرفی کنند، و یا اینکه در جمع اهالی روستا نیز یکی از بازیگران فارس است و بسیار روان فارسی صحبت می کند و معلوم نیست چرا به تنهایی او فارسی را اینگونه صحبت می کند و سایرین به شکل دیگر؛ اما حضور بازیگران بومی منطقه و حضور موسیقی کوردی در سریال، از ویژگی های خوب آن به حساب می آید. اما آنچه بحث اصلی این نوشتار است مسئله ی زبان است. چیزی که از روز اول پخش سریال ذهنم را به خود مشغول کرد اما ترجیح بر آن شد تا لااقل بعد از پخش چند قسمت مسئله طرح شود. امروز که واکنش توییتری برخی از مردم نسبت به مسئله ی زبان بکار رفته در این سریال را دیدم، زمان طرح مسئله را مناسب تشخیص دادم. زبان کوردی، اگر چه دارای واژگان مشترک با زبان فارسی است و حتی بنا به اظهار نظر بسیاری از کارشناسان این دو زبان هم ریشه هستند و هر کدام در جغرافیای خود تغییرات زمانی و کاربردی و خود را پیدا کرده است، با این حال این، زبان کوردی، زبانی کاملا مستقل با دستورات گرامری خاص خویش است و لهجه محسوب نمی شود. از این رو تولید یک اثر ملی در کوردستان با حضور شخصیت های کورد، با تولید یک سریال در اصفهان و یا یزد و شیراز و... تفاوت زیادی دارد. چرا که این لهجه های فارسی شیرازی و اصفهانی ولو به صورت غلیظ و با کلمات خاص منطقه نیز ادا شود، نهایتا منظور خود را به مخاطب عمومی منتقل می کند. در سریال نون.خ همه ی کاراکترها -تا این جای قصه- کورد هستند. پس طبیعتاً باید با یکدیگر کوردی حرف بزنند و لزومی به استفاده از زبانی که نه فارسی است و نه کوردی،  ندارند. این امر به ویژه در مناطق کورد زبان که اهمیت خاصی به زبان مادری میدهند بسیار خودنمایی خواهد کرد.  اگر داستان این سریال در نقاطی دیگر از ایران که به دلایل مختلف ، برخی خانواده ها ترجیح داده اند با کودکانشان به جای زبان مادری با زبان ملی صحبت کنند، ساخته می شد، کمتر مسئله ی زبان خودنمایی می کرد و می شد کاراکترهای فیلم را از این خانواده ها معرفی کرد و به راحتی مسئله را توجیه نمود، اما در تمامی شهرهای کوردزبان، مسئله ...

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
2094
روز گذشته
آیا سینمای مهاباد دوباره بازگشایی می شود؟
css.php
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: