رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


    -١٨(°C)
    وزش باد (mph)
    فشار (in)
    محدوده دید (mi)
    اشعه فرابنفش -
    رطوبت (in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
شهریور ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« مرداد   مهر »
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  

به بهانه ی روز ملی سینما پایگاه واکاوی سقز گفتگویی با رئیس اداره ارشاد سقز و اسماعیل پاشایی هنرمند پیشکسوت سقزی انجام داده که خواندن آن خالی از لطف نیست.

وجود سینما یکی از آیتم های توسعه فرهنگی در هر شهر محسوب می شود. در روزگاری که وسایل ارتباط جمعی دامنه ارتباطات را تنگ کره اند وجود سینما می تواند یک عامل تقویت روحیه جمعی برای یک تجربه جمعی باشد. این مهم اما در شهر سقز وجود ندارد و جای خالی آن به شدت احساس می شود. با اینکه در گذشته و حدود ۵۸ سال پیش در سقز سینما وجود داشت و بسیاری از مردم سقز تجربه سینما رفتن در این شهر را دارند اما نوجوانان و جوانان سقزی خصوصا از دهه هفتاد به بعد چنین تجربیاتی نداشته و اینکه فیلمی را در یک مکان مسقف با همشهریان خود دیده باشند را در حافظه خود ندارند. تاریخچه سینما و تجربیات استفاده از هنر هفتم در سقز به چه زمانی بر می گردد؟ چرا از یک تاریخ به بعد مردم از این مهم بی بهره شدند؟

در همین ارتباط هیوا حاجی محمدی رییس اداره ارشاد به واکاوی گفت: احداث و یا ایجاد سینما در حال حاضر بسیار هزینه بر بوده اما اگر بخش خصوص این امر را بر عهده بگیر وزارت ارشاد کار تجهیز آن را به صورت کمک بلاعوض اعم از امکانات سینمایی، صندلی، سیستم های صوتی تصویری را در اختیار سرمایه گذار بخش خصوصی قرار خواهد داد و تجهیز خواهد کرد که هزینه آن حدود یک میلیارد تومان خواهد بود.

حاجی محمدی افزود: تجربه ایجاد سینما را چند وقت اخیر در سالن ارشاد داشتیم اما بحث نیروی کار، نگهداری تجهیزات، سودآوری و … با حضور چهار یا پنج نفر امکان پذیر نخواهد بود. وی به ساختمان در حال احداث فاز دو مجتمع آزادی بر روی رودخانه سقز اشاره کرد و گفت: شهرداری و سرمایه گذاران این ملک بایستی کار را به اتمام برسانند اما با وضعیتی که وجود دارد بعید است تا دو سال آینده نیز این کار به اتمام برسد، اما در صورت اتمام پروژه و تمایل طرفین، وزارت ارشاد آن را تجهیز خواهد کرد

در همین حال اسماعیل پاشایی از پیشکسوتان سقزی در حوزه سینما و تئاتر در واکنش به اینکه ممکن است شهروندان از سینما استقبال نکنند می گوید:

شهرستان سقز زمانی با ۲۵ هزار نفر جمعیت چند سینما داشت و اکنون با بیش از دویست هزار نفر جمعیت فاقد سینماست. توجیه مسئولین این است که با احداث سینما ممکن است از آن استقبال نشود، اما باید گفت چرا در بیجار استقبال می شود اما در سقز خیر؟ حوزه هنری بیجار با اجاره گرفتن سالن آموزش و پرورش و با هزینه حدود یک میلیارد تومان توانسته است مشکل سینما را برای شهروندان حل کند و هر فیلمی که در تهران اکران شود همزمان و یا با فاصله اندک در بیجار نیز اکران می شود

پاشایی تاریخچه سینما در سقز را اینگونه بیان می کند: سال ۱۳۳۹ یکی از درجه داران ارتش به اسم امیدی که همسر وی سقزی بود محل کنونی مجتمع تجاری کوثر را که به سالن شهرداری مشهور بود از شهرداری اجاره و آن را سینما تاج نامگذاری کرد که همزمان اولین سینما را در مهاباد با نام سینما امید راه اندازی کرد. سینما تاج سقز از آن جهت که سیستم آگوستیک، دیوار و سقف آن از گونی بود مردم آن را سینما گونی می خواندند. با توجه به اینکه فیلم های آن زمان حاوی مقدار قابل توجهی مواد شیمیایی بودند و بر اثر سهل انگاری در تنظیم نور و … ممکن بود دچار حادثه شوند که این اتفاق در سال ۱۳۴۲ برای سینما تاج افتاد و طی آن آپاراتچی سینما نیز جان خود را از دست داد.

اما در سال ۱۳۴۴ مرحوم غفور انصاری در ابتدای بازار سقز، سینما حافظ را راه اندازی کرد و با فیلم “آقای قرن بیستم” کار خود را آغاز کرد. دو سال بعد از آن و به دلیل استقبالی که مردم از سینما داشتند مرحوم عباس وزیری در پایین دست میدان آزادی که هم اکنون پارکینگ زیرگذر مجتمع آزادی است سینما “آسیا” را با فیلم “عروس فرنگی” راه اندازی کرد. استقبال از این دو سینما بی نظیر بود و کار به جایی رسید که رقابت قابل توجهی بین این دو شکل گرفت و دو سینما برای جذب مخاطبین ابتکارات و نوآوری های خاص خود را در مقابل دیگری داشتند تا جذب حداکثری به خود بگیرند. این روند طی چند سال موجبات سرگرمی مردم و خانواده ها را فراهم کرد و به عنوان مثال سینما وزیری با ۶۰۰ نفر ظرفیت در بسیاری از سانس ها مملو از جمعیت بود و برخی مواقع مجبور بودیم دست به چینش صندلی در راهروها بزنیم تا جمعیت روی پا نباشند. از آن جهت که طراحی سینما به نوعی بود که شیب بسیار مناسبی داشت هیچ کس در تماشا کردن فیلم اذیت نمی شد. فروش بسیاری از فیلم ها از جمله “خانه خدا” ساخته جلال مقدم که راجع به مراسم حج بود به دلیل استقبال بی نظیر مردم حدود دوماه بر روی پرده اکران بود و حتی از روستاها نیز برای تماشای فیلم می آمدند. “بده در راه خدا”، “غلام ژاندارم”، “اژدها وارد می شود”، “قیصر”، “بلوچ”، “بر آسمان نوشتن”، “دالاهو”، “شیرین و فرهاد”، “لیلی و مجنون”، “گنج قارون”، “سنگام”، “مادر هند” و فیلم هایی با بازی “جنید آرکین (فخرالدین)” و … با استقبال مشابهی روبرو شدند.

پاشایی می گوید: پایان فعالیت این دو سینما متفاوت بود. سینما وزیری در سال ۵۴ بر اثر یک حادثه تخریب شد و ماجرا از این قرار بود که در هنگام ساخت سینما و تعبیه بالکن برای آن، چون تیرآهن های بالکن طویل بودند در یک روز بارانی، نیم ساعت قبل از آنکه اکران فیلم شروع شود سقف سینما به یکباره فرو می ریزد و خوشبختانه با آنکه کسی در آن ماجرا آسیب ندید و تبدیل به یک تراژدی نشد اما شوربختانه مردم سقز از یکی از بهترین سینماهای شهرشان محروم شدند. سینما حافظ نیز در هنگام انقلاب مصادره شد اما فرزندان مرحوم انصاری توانستند با تلاش و رایزنی آن را پس بگیرند و چند سال پس از آن نیز تا اواسط دهه هفتاد فعالیت داشت تا اینکه بر اثر گذر زمان و استهلاک و فرسودگی سینما و نیز بروز نشدن امکانات و تجهیزات آن، مردم نیز آن استقبال اولیه را از آن نداشتند و سینما دچار رکود شد و در نهایت در سالهای اخیر با تخریب قسمتی از آن و تبدیل به پاساژ به عمر سینما حافظ نیز پایان داده شد و این دو مکان فرهنگی به حافظه مردم سپرده شدند.

این پیشکوت سینما و تئاتر در ارتباط با عدم رغبت مردم به سینما به واسطه وجود تلویزیون و بعدها موبایل و … می گوید: من اوایل دوره اصلاحات در سالن ارشاد اقدام به ایجاد سینما کردم و با استقبال بی نظیری مواجه شدم. نشان به آن نشان که فیلم “زمانی برای مستی اسب ها” ساخته بهمن قبادی بعد از اینکه در رجشنواره کن جایزه دریافت کرد اولین اکران آن در سقز و با حضور کارگردان برگزار گردید و جلسه نقد و بررسی آن با حضور محمدصالح سوزنی و صلاح محمدی تشکیل شد که فروشی افسانه ای داشت و حدود دوماه اکران شد و در کنار آن نیز فیلم های دیگری به نمایش گذاشته شد و استقبال مردم بی نظیر بود، اما ریاست ارشاد وقت به دلیل برخی تنگ نظری ها با ادامه کار سینما ارشاد سقز مخالفت کرد وهیچ نهاد دیگری نیز از ادامه کار حمایت نکرد و این درحالی بود که تجهیزات و وجود سینما هیچ لطمه ای به فعالیت های سالن ارشاد نمی زد و اینکه بگوییم استقبال نمی شود به نظر می رسد حرف درستی نیست چرا که این کار انجام نشده تا امتحان خود را پس دهد و اگر انجام شود و مسئولین در همان سالن ارشاد اقدام به برپایی سینما کنند بایستی این کار را به اهل فن و آنکس که شناخت کافی از سینما و فیلم هایی که روزانه در سینماهای بزرگ اکران می شود داشته باشد بسپارند.

بازیگر سینما و تلویزیون با اشاره به آنچه که سال گذشته به عنوان سینما در سالن ارشاد فعالیت می کرد نیز گفت: تمام آنچه که سال گذشته صورت گرفت خارج از عرف کار سینما بود، چرا که آن افراد بدون شناخت از فیلم و سینما با مراجعه به ویدئو کلوپ فیلم ها را بر روی صفحه ویدئو پروجکشن نمایش می دادند که هیچ شباهتی به سینما نداشت، سینما تعریف و ساز و کار خود را دارد و در کنار آن کسی که مسئولیت این کار را بر عهده می گیرد بایستی با ابداع و نوآوری هایی که به خرج می دهد مردم را به دیدن فیلم و مراجعه به سینما ترغیب کند، به عنوان مثال در یک ارتباط دوسویه با آموزش و پرورش می توان زمینه اکران فیلم های آموزشی در زمینه های مختلف برای دانش آموزان را فراهم و آنان را به ورود به سینما ترغیب کرد، مشابه این کار را ما در سالن ارشاد با دعوت از کارگران شهرداری و یا دعوت از پادگان ارتش انجام می دادیم. پس باید گفت که هنر به زور به خورد مردم داده نمی شود بلکه باید به آن مشتاق شوند.

پاشایی در پایان با اعلام اینکه کمتر کسی حاضر به ریسک و سرمایه گذاری در این راه است گفت، جای تعجب است که سرمایه گذاران حاضر به ساخت پاساژهای چند طبقه با چندصد مغازه هستند که هم هزینه ها در آن بالاست و هم در حال حاضر کاربردی برای سرمایه گذار و شهروندان ندارد و هم اکنون می بینیم که غیر از طبقه همکف سایر طبقات پاساژهای بازار خالی است و کل سرمایه در حال خاک خوردن است. این موضوع را بارها با سرمایه گذاران از جمله مدیر پاساژ الماس غرب در میان گذاشتیم که از تخفیفات ویژه شهرداری نیز برخوردار می شد اما حاضر به این کار نبود که اگر این کار را انجام می داد رونق را برای سایر طبقات نیز با خود به همراه می آورد.

حال باید گفت وضعیت فعلی سقز این است که شهروندان آن از سینما بی بهره هستند. دو موضوع اینجا مطرح است؛ ابتدا اینکه جامعه دچار برخی مشکلات اجتماعی است که رفته رفته تاب و توان مردم را گرفته و می ‌رود که تبدیل به بحران‌های ناخواسته شود. یکی از این مشکلات، فرسایش سرمایه اجتماعی در لایه‌های گوناگون جامعه است به گونه ای که زمینه‌ساز تضعیف روابط و پیوندهای اجتماعی شده است، به گونه ای که حوزه تعاملات اجتماعی افراد به شدت تنگ شده و فردگرایی بر افراد چیره گشته است، وسایل ارتباط جمعی دیگر از جمله موبایل نیز به مدد این وضعیت آمده و دامنه ارتباطات را تنگ تر کره اند، همین امر باعث شده تا کمتر کسی حاضر شود همراه با جمعی بزرگتر برای یک یا دو ساعت در سینما حاضر شود و ترجیح می دهد یا در خانه و همراه خانواده و یا خود به تنهایی و سر در تلفن همراه هرآنچه را که می خواهد بیابد و ببیند و اگر می بینیم در مقاطعی تحت عنوان جشنواره نیز در سالن اجتماعات جمع می شوند بیشتر شامل افرادی است که به این حوزه علاقمند هستند، اما در مورد فیلم ممکن است وضعیت متفاوت باشد. گسستی که در سال های اخیر میان مردم سقز و سینما ایجاد شده است ممکن است مدت ها طول بکشد تا دوباره پیوند خورده و این ارتباط شکل بگیرد اما این نمی تواند دستاویز و بهانه ای برای مسئولین باشد تا مردم را همچنان از داشتن سینما محروم کنند.

موضوع دیگر بحث اقتصادی است. جدا از وضعیتی که امروز بر اقتصاد حاکم است، اما هیچ سرمایه گذاری حاضر نیست اقدام به ساخت و تجهیز یک سالن سینمایی کند، شاید در یک مجتمع تجاری که صرفه اقتصادی نسبتا خوبی داشته باشد بخواهد قسمتی را به امور فرهنگی اختصاص دهد اما هیچوقت ساخت و تجهیز یک سینما را در اولویت خود قرار نمی دهد. مشوق هایی برای سرمایه گذار باید وجود داشته باشد تا دست به چنین ریسکی بزند و نهادی که متولی این امر است یعنی اداره ارشاد شرایط ایجاد سینما، نحوه ارائه تسهیلات و سیاست های تشویقی خود را در یک نشست با سرمایه گذاران و علاقمندان به این حوزه را تشریح کند تا در صورت توافق، مردم دوباره از هنر هفتم لذت ببرند.

 

 

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

سریال نون.خ و مساله ی زبان !

این نقد سریال نیست. حتی نقد آن چیزی که مطرح می شود نیز ممکن است نباشد. بیشتر بیان مساله و اشتراک گذاری سوالی است که شاید برخی از فیلمسازان و حتی تئاتری های کوردستان نیز با آن مواجه باشند. از این رو از زبان ساده تر و خودمانی تری نیز برای نوشتار استفاده می کنم. چند روزی است که سریال تلویزیونی «نون. خ» از شبکه ی یک سیما پخش می شود. داستان این سریال که از همان الگوی سریال پایتخت پیروی می کند ، این بار در یکی از مناطق کوردستان اتفاق می افتد. فارغ از اینکه مکان داستان بیشتر شبیه به روستاست و معلوم نیست چرا سازندگان اصرار دارند آن را شهر معرفی کنند، و یا اینکه در جمع اهالی روستا نیز یکی از بازیگران فارس است و بسیار روان فارسی صحبت می کند و معلوم نیست چرا به تنهایی او فارسی را اینگونه صحبت می کند و سایرین به شکل دیگر؛ اما حضور بازیگران بومی منطقه و حضور موسیقی کوردی در سریال، از ویژگی های خوب آن به حساب می آید. اما آنچه بحث اصلی این نوشتار است مسئله ی زبان است. چیزی که از روز اول پخش سریال ذهنم را به خود مشغول کرد اما ترجیح بر آن شد تا لااقل بعد از پخش چند قسمت مسئله طرح شود. امروز که واکنش توییتری برخی از مردم نسبت به مسئله ی زبان بکار رفته در این سریال را دیدم، زمان طرح مسئله را مناسب تشخیص دادم. زبان کوردی، اگر چه دارای واژگان مشترک با زبان فارسی است و حتی بنا به اظهار نظر بسیاری از کارشناسان این دو زبان هم ریشه هستند و هر کدام در جغرافیای خود تغییرات زمانی و کاربردی و خود را پیدا کرده است، با این حال این، زبان کوردی، زبانی کاملا مستقل با دستورات گرامری خاص خویش است و لهجه محسوب نمی شود. از این رو تولید یک اثر ملی در کوردستان با حضور شخصیت های کورد، با تولید یک سریال در اصفهان و یا یزد و شیراز و... تفاوت زیادی دارد. چرا که این لهجه های فارسی شیرازی و اصفهانی ولو به صورت غلیظ و با کلمات خاص منطقه نیز ادا شود، نهایتا منظور خود را به مخاطب عمومی منتقل می کند. در سریال نون.خ همه ی کاراکترها -تا این جای قصه- کورد هستند. پس طبیعتاً باید با یکدیگر کوردی حرف بزنند و لزومی به استفاده از زبانی که نه فارسی است و نه کوردی،  ندارند. این امر به ویژه در مناطق کورد زبان که اهمیت خاصی به زبان مادری میدهند بسیار خودنمایی خواهد کرد.  اگر داستان این سریال در نقاطی دیگر از ایران که به دلایل مختلف ، برخی خانواده ها ترجیح داده اند با کودکانشان به جای زبان مادری با زبان ملی صحبت کنند، ساخته می شد، کمتر مسئله ی زبان خودنمایی می کرد و می شد کاراکترهای فیلم را از این خانواده ها معرفی کرد و به راحتی مسئله را توجیه نمود، اما در تمامی شهرهای کوردزبان، مسئله ...

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
2046
روز گذشته
آیا سینمای مهاباد دوباره بازگشایی می شود؟
css.php