رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • الأربعاء ۹ ربيع أول ۱۴۴۴
  • 2022 Wednesday 5 October
    -١٨(°C)
    وزش باد (mph)
    فشار (in)
    محدوده دید (mi)
    اشعه فرابنفش -
    رطوبت (in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
آبان ۱۳۹۵
ش ی د س چ پ ج
« مهر   آذر »
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
2930  
هژار نورانی از مسئولیت انجمن هنرهای نمایشی مهاباد، هیئت انتخاب و نظارت بر متون و اجراهای نمایشی مهاباد استعفا داد.

برکناری یا استعفا؟

به گزارش پایگاه هنری بینەر، صبح روز شنبه هژار نورانی در پیامی که در کانال تلگرامی انجمن هنرهای نمایش مهاباد منتشر کرد، رسما استعفا و برکناری خود را از ریاست انجمن هنرهای نمایشی مهاباد، هیئت انتخاب متون و اجراهای نمایشی مهاباد اعلام نمود. در بخش هایی از این پیام به فعالیت های انجام گرفته در […]

به گزارش پایگاه هنری بینەر، صبح روز شنبه هژار نورانی در پیامی که در کانال تلگرامی انجمن هنرهای نمایش مهاباد منتشر کرد، رسما استعفا و برکناری خود را از ریاست انجمن هنرهای نمایشی مهاباد، هیئت انتخاب متون و اجراهای نمایشی مهاباد اعلام نمود.
در بخش هایی از این پیام به فعالیت های انجام گرفته در مدت ۲ سال تصدی انجمن هنرهای نمایشی مهاباد اشاره شده و در ادامه با طرح گلایه از شیوه ی برنامه ریزی برای تغییر مسولیت انجمن، از سمت های دیگر خود نیز استعفا داد .
متن پیام به شرح زیر است كه:

« هنرمندان و هنردوستان مهاباد
خوشحالم که بعد از کمتر از ۲ سال به نقطه ای رسیده ام که روز اول قبول مسئولیت انجمن هنرهای نمایشی آن را می دیدم و باز خوشحالم که در این مدت کوتاه برخی از برنامه های مدنظر انجام گرفت. مهمترین و اصلی ترین سیاست گذاری اینجانب در اداره ی انجمن هنرهای نمایشی ، تلاش برای ایجاد همراهی و حضور تمام کسانی بود که به نوعی خود را تاتری می دانستند. تلاش شد تا انجمن خالی و خلوت و بدون مراجعه کننده، روزهای شلوغ ، پربرنامه و هدفمندی را طی نماید. تلاش شد تا معنای هنر نه در تنها بودن ، بلکه در باهم بودن شکل بگیرد. تلاش شد تا عزت هنرمندان تاتر مجددا برگردانده شود و فرصت برابر برای همه ایجاد شود، فرصتی که پیشکسوتان در کنار هنرجویان همراه با هم کار کرده تا نسل جدید تاتری شکل بگیرد و تاتر همچنان زنده بماند. تلاش شد تا من به ما بدل شود. تلاش شد تا به شایستگی هنر هنرمندان مهاباد و نام مهاباد از هنرمند بزرگی همچون دکتر قطب الدین صادقی دعوت بعمل آوریم تا در کلاس درس انسان های بزرگ شاگردی کنیم و البته همه ی اینها بدون کوچکترین حمایت مادی از سوی نهاد فرهنگی شهرمان صورت گرفت و اثبات کردیم که هنرمندان اگر بخواهند می توانند.
برای اولین بار در چند دهه ی گذشته میزان حضور تماشاگر از سویی و فروش بلیط از سوی دیگر در بالاترین جایگاه ها قرار گرفت. سعی کردیم تاتر را از حالت تفننی به دغدغه ای حرفه ای بدل کنیم. سعی شد تکریم پیشکسوتان همیشه در اولویت قرار گیرد. سعی کردیم تاتر را از اجراهای محدود جشنواره ای به اجراهای مداوم تر و برای مردم شهرخودمان منتقل کنیم. سعی کردیم برای حفظ هویت ملی ، ضمن توجه به نمایش های فارسی زبان، نمایش های کردی را گسترش دهیم.سعی کردیم با برنامه هایی مانند نمایشنامه خوانی محفل هنری سالم و متدوام ایجاد کنیم . سعی شد آموزش را به صورت گسترده پیگیری کنیم و بسیاری تلاش های دیگر، حال تا چه میزان موفق بوده ایم یا نه ، چیزی است که هنرمندان عادل باید قضاوت کنند.
باری، بعد از این همه خوشحالی اما باید کمی ناراحتی را نیز چاشنی این روزها کرد. چرا که اگرچه در تمام این مسیر در واقع هنرمندان خوب تاتر مهاباد همراه و پیش برنده بودند، اما متاسفانه بودند برخی که سد راه بودند و با هزاران نقشه های برملا شده سعی در جلوگیری از این تلاش ها کردند. هرچند که این تلاش ها آنقدر عظیم بود که بسیاری مواقع طوفان آن ، خود آنها را نیز به همراه خود برد، اما بهرجهت وقتی شخصی قصد کاری کند، چه خوب و چه بد، بالاخره درصدی از آن را به دست می آورد. حال به این ممانعت ها، همراهی متولیان فرهنگی شهر را نیز باید اضافه کرد.
خدا را شاهد میگیریم چندین بار در حضور افراد مختلف هشدارهای لازم را به متولیان فرهنگی شهر داده ایم، حال اگر خدای نکرده اتفاقات بدی در انتظار باشد، قطعا گناهش به گردن آنان خواهد بود و ما وظیفه ی خود را بجا آورده ایم.
اینک که بعد از تغییرات در ساختار انجمن هنرهای نمایشی استان و انتخاب یکی از مهابادیان از گروههای ثبت شده به عنوان یکی از اعضای این انجمن ، ظاهرا ریاست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مهاباد و عضو مهابادی انجمن استان قصد برکناری بنده را نموده اند. اگر چه مدتی قبل تر بنده دریافت کردم ایشان علاقه ای برای حضور بنده ندارد و از این رو در کمال احترام و با توجه به همان صداقتی که در روز اول حضور ایشان نکاتی را متذکر شدم ( و متاسفانه دیر یا زود  متوجه آن خواهند شد) حضورا جهت کناره گیری اعلام آمادگی کردم و البته حداقل انتظاری که داشتم این بود در حد مشورت نیز برای تعیین فرد جانشین صحبت می شد. چرا که با داشتن  نزدیک به ۲۰ سال فعالیت هنری، با تحصیلات کارشناسی ارشد در این حوزه، تجربه صحنه های تاتر در مهاباد و استان و کشور و حتی خارج از کشور، تجربه ی تبدیل انجمنی تعطیل و خرابه به انجمنی فعال و پویا، شاید ، شاید اندکی صلاحیت تنها در حد مشورت برای این امر مهم داشتم.
هرچند ایشان بعد از مشورت اجباری بنده محبت فرمودند و نسبت به نفرات معرفی شده از جانب من قول بررسی دادند، اما واقعیت  این است نامه ی فرد معرفی شده بسیار پیشتر ارسال شده است و به نوعی مشاوره بنده نوشداروی بعد از مرگ سهراب است.
از این رو اکنون بنده در موقعیتی هستم که نه استعفایم معنایی دارد و نه حضورم در انجمن تاثیری دارد. اگرچه در عالم سیاست به این عمل کودتا و یا شبه کودتا می گویند اما در هنر نامش را عدم تحمل موفقیت می گویند. چرا که ظاهرا موفقیت و حضور مداوم هنرمندان، برخی دوستان را دلزده کرده است. اگرچه گذر زمان برملا کننده ی بسیاری از حوادث است، اما متاسفانه گذر زمان در شرایط کنونی تاتر مهاباد، یعنی از دست رفتن فرصت هایی که شاید دوباره ساده بدست نیاید. با این حال هر آنچه بتوان به آن گفت، استعفا یا خداحافظی بعد از برکناری ، این سطور را نگارش نمودم تا همانند همه ی روزهای حضورم در انجمن، چیز پنهانی باقی نماند. قطع به یقین هنر تاتر بزرگتر از انسانهای کوچک است و از همین رو سالیان سال این هنر زنده مانده است و خواهد ماند.
امیدوارم کاستی های بنده را از هرجهت بپذیرید و به عنوان آخرین خواسته تنها یک مطلب را از بنده پذیرا باشید و آن اینکه هر آنچه در توانم بود با توجه به شرایط موجود دریغ نکردم. برنامه های دیگری نیز بود از جمله تشکیل هیئت اجرایی و مشورتی انجمن با حضور نمایندگان گروه های تاتر که آئین نامه ی پیشنهادی آن به اداره اعلام شد اما هرگز مورد توجه قرار نگرفت. تلاش برای برپایی جشنواره نمایشنامه خوانی با ایده ای بسیار متفاوت که متاسفانه آن نیز مورد بی مهری قرار گرفت و … ظاهراً قرار بر آن نبود اتفاقی صورت بگیرد!
اگر چه تمام فعالیت بنده در این مدت بدون کوچکترین حقوق و پاداشی مادی بود اما بزرگترین دستمزدها را با وجود شما هنرمندان دریافت نمودم. چه دستمزدی بالاتر از شاگردی در حضور پیشکسوتان، چه دستمزدی بالاتر از بهره مندی از علم و هنر و دوستی دوستان قدیمی و چه دستمزدی بالاتر از پیدا کردن دوستان جدیدی که از چند سال گذشته افتخار آشنایی پیدا کردم و به تک تکشان با تمام وجود افتخار می کنم. 

بنده از این لحظه در انجمن هنرهای نمایشی مهاباد هیچ مسولیتی ندارم و طبیعتا دوست عزیز و یار همیشگی ام سیروان خضرپور نیز مسولیتی نخواهند داشت. همچنین جهت رفاه حال عزیزانی که ممکن است اندک رودربایستی برای حذف بنده از هیئت انتخاب متون و نمایش مهاباد داشته باشند، رسما از این سمت ها نیز استعفا داده و تنها فعالیت تاتری بنده در مهاباد در قالب گروه نمایشی مستقل ثبت شده ی "آرتین" خواهد بود و مابقی به عنوان دوست و یار هنرمندان راستین تاتر مهاباد در خدمت عزیزان خواهم ماند.
و در نهایت با وام گرفتن از آخرین دیالوگ های نمایشنامه ی "مرگ یزدگرد" استاد بهرام بیضایی سعی می کنم متن شبیه استعفایم را پایان دهم. "اینک داوران اصلی از راه می رسند، شما را که درفش سپید بود ،این بود داوری، تا رای درفش سیاه آنان چه باشد…"
هژار نورانی  22/8/95 »

 

لازم به توضیح است هژار نورانی از آذرماه ۱۳۹۳ طی حکمی از سوی انجمن هنرهای نمایشی استان آذربایجان غربی به عنوان مسول انجمن هنرهای نمایشی مهاباد انتخاب شده بود.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

سریال نون.خ و مساله ی زبان !

این نقد سریال نیست. حتی نقد آن چیزی که مطرح می شود نیز ممکن است نباشد. بیشتر بیان مساله و اشتراک گذاری سوالی است که شاید برخی از فیلمسازان و حتی تئاتری های کوردستان نیز با آن مواجه باشند. از این رو از زبان ساده تر و خودمانی تری نیز برای نوشتار استفاده می کنم. چند روزی است که سریال تلویزیونی «نون. خ» از شبکه ی یک سیما پخش می شود. داستان این سریال که از همان الگوی سریال پایتخت پیروی می کند ، این بار در یکی از مناطق کوردستان اتفاق می افتد. فارغ از اینکه مکان داستان بیشتر شبیه به روستاست و معلوم نیست چرا سازندگان اصرار دارند آن را شهر معرفی کنند، و یا اینکه در جمع اهالی روستا نیز یکی از بازیگران فارس است و بسیار روان فارسی صحبت می کند و معلوم نیست چرا به تنهایی او فارسی را اینگونه صحبت می کند و سایرین به شکل دیگر؛ اما حضور بازیگران بومی منطقه و حضور موسیقی کوردی در سریال، از ویژگی های خوب آن به حساب می آید. اما آنچه بحث اصلی این نوشتار است مسئله ی زبان است. چیزی که از روز اول پخش سریال ذهنم را به خود مشغول کرد اما ترجیح بر آن شد تا لااقل بعد از پخش چند قسمت مسئله طرح شود. امروز که واکنش توییتری برخی از مردم نسبت به مسئله ی زبان بکار رفته در این سریال را دیدم، زمان طرح مسئله را مناسب تشخیص دادم. زبان کوردی، اگر چه دارای واژگان مشترک با زبان فارسی است و حتی بنا به اظهار نظر بسیاری از کارشناسان این دو زبان هم ریشه هستند و هر کدام در جغرافیای خود تغییرات زمانی و کاربردی و خود را پیدا کرده است، با این حال این، زبان کوردی، زبانی کاملا مستقل با دستورات گرامری خاص خویش است و لهجه محسوب نمی شود. از این رو تولید یک اثر ملی در کوردستان با حضور شخصیت های کورد، با تولید یک سریال در اصفهان و یا یزد و شیراز و... تفاوت زیادی دارد. چرا که این لهجه های فارسی شیرازی و اصفهانی ولو به صورت غلیظ و با کلمات خاص منطقه نیز ادا شود، نهایتا منظور خود را به مخاطب عمومی منتقل می کند. در سریال نون.خ همه ی کاراکترها -تا این جای قصه- کورد هستند. پس طبیعتاً باید با یکدیگر کوردی حرف بزنند و لزومی به استفاده از زبانی که نه فارسی است و نه کوردی،  ندارند. این امر به ویژه در مناطق کورد زبان که اهمیت خاصی به زبان مادری میدهند بسیار خودنمایی خواهد کرد.  اگر داستان این سریال در نقاطی دیگر از ایران که به دلایل مختلف ، برخی خانواده ها ترجیح داده اند با کودکانشان به جای زبان مادری با زبان ملی صحبت کنند، ساخته می شد، کمتر مسئله ی زبان خودنمایی می کرد و می شد کاراکترهای فیلم را از این خانواده ها معرفی کرد و به راحتی مسئله را توجیه نمود، اما در تمامی شهرهای کوردزبان، مسئله ...

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
2101
روز گذشته
آیا سینمای مهاباد دوباره بازگشایی می شود؟
css.php
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: