رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


    مهاباد لطیف
    ٢۵(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۴۴(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۴۴(in)
  • شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۵ - ۱۶:۵۸
  • کد خبر : 3194
  • مشاهده : 160 بازدید
  • س.ت » سینما
  • چاپ خبر : قفل های سینما در دولت یازدهم باز شد
مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کردستان:

قفل های سینما در دولت یازدهم باز شد

مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کردستان عنوان کرد: ما در اوایل سال ۹۵ اعلام کردیم که می توانیم امسال را با عنوان سال سینما و سال رونق سینمای استان کردستان نام گذاری کنیم و برای تحقق این مهم اقداماتی را شروع کردیم و نتایج آن را نیز به دست آوردیم البته برخی هم مانده و در دست اقدام است.

به گزارش بینەر و به نقل از کردپرس، حجت الاسلام «رحیم جعفری» پیرامون هفته فیلم کردی سنه دژ اظهار کرد: ما هم به عنوان متولی بخش فرهنگ در استان بسیار خرسندیم از برگزاری هفته فیلم کردی سنه دژ در شهر سنندج و این رویدادی بزرگ در عرصه فیلم در استان کردستان می باشد.

وی اضافه کرد: ما تاکنون در حوزه آموزش و تولید فیلم در استان تاکید زیادی داشته ایم و خوشبختانه اقدامات خوبی در این حوزه ها در استان انجام شده است و در چند سال گذشته تاکنون شاید ما در عرصه جشنواره تولید و عرضه فیلم رویداد خاصی را در استان نداشته باشیم اما الان شاهد برگزاری آن در استان هستیم.
حجت الاسلام جعفری  تصریح کرد: ما در اوایل سال ۹۵ اعلام کردیم که می توانیم امسال را با عنوان سال سینما و سال رونق سینمای استان کردستان نام گذاری کنیم و برای تحقق این مهم اقداماتی را شروع کردیم و نتایج آن را نیز به دست آوردیم البته برخی هم مانده و در دست اقدام است.
این مسئول فرهنگ و ارشاد اسلامی توضیح داد: یکی از اقدامات ما رئیس سازمان سینمای جوان کشور را نسبت به حوزه سینما در کردستان حساس کردیم  و ایشان هم نسبت به حساسیت حوزه فیلم استان آگاهی داشتند و اعتبار ۱۵۰ میلیون تومان را برای  چابک سازی و فعال کردن  سینما جوان استان در نظر گرفتند و این اعتبارات تخصیص داده شده است. و این اتفاق تاکنون برای حوزه سینما در استان اتفاق نیافتاده است که جای تقدیر و تشکر دارد.
حجت الاسلام جعفری افزود: جشنواره فیلم کردی یکی از مباحثی بود که سالهای سال است در استان مطرح شده بود اما اجرایی نشده بود
وی تصریح کرد: با توجه به این که کردستان به عنوان گرانیگاه کردها در دنیا محسوب می شود که با توجه ظرفیت ها و توانایی های کردستان در حوزه فیلم و سینما؛ باید یک جشنواره فیلم کردی در استان داشته باشیم و خوشبختانه دکتر ایوبی رئیس انجمن سینمای جوان کشور وعده پرداخت هزینه های برگزاری این جشنواره را داه اند و بخش خصوصی و بانک صادرات نیز هزینه های دیگر آن تقبل کرده اند که این رویداد در نوع خود کم نظیر است.
حجت الاسلام رحیم جعفری با اشاره بازگشایی قفل سینماها در دولت یازدهم عنوان کرد: در دولت های نهم و دهم حوزه سینما دچار رکود و به قولی قفل بر در آن زده شده بود که خوشبختانه با تلاش های انجام شده توسط انجمن سینمای جوان کشور در دو سال گذشته شاهد بازگشایی قفل سینماهای کشور بودیم.
وی همچنین تصریح کرد: با ایجاد اعتماد سازی میان فعالان حوزه فیلم و سینما در کشور و همچنین بالا بردن کیفیت آثار سینمایی؛ سبب شد که قفلی که بر در سینماها زده شده بود برداشته شود که بر اساس آمار فروش ۶ماه سال ۹۵ مبلغی بالغ بر یکصد میلیارد تومان است که برابر با کل فروش سال ۹۴می باشد که اصلا قابل مقایسه با سالهای ۹۳و ۹۲ نیست.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php