رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


    مهاباد لطیف
    ٣۴(°C)
    وزش باد ١١(mph)
    فشار ٢۵.٢٨(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 6-High
    رطوبت ٢۵.٢٨(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
تیر ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« خرداد    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031  

سامان امیری

چند روز گذشته بهمراه یکی از دوستان عازم سقز شدیم تا در جشنواره تئاتر کوردی ۹۶ شرکت کنیم اما سوالاتی همچنان ذهن مخاطبان جوانی همچون من را درگیر خود ساخته است.

چهاردهمین جشنواره تئاتر کوردی سقز، در حضور چند تن از بزرگان نمایش ایران و با شرکت هنرمندانی از مناطق کوردنشین کشور برگزار شد و پس از اهدای جوایز در مراسم اختتامیه به کار خود پایان داد.وجود چنین گردهمایی در هر سطح و منزلتی باشد بنظر بنده شایان تجلیل است و حداقل سکوی پرتاب استعدادهایی خواهد بود که هنوز کشف نشده اند.باید گفت که اگرچه انتظارات ایجاد شده بعد از گذشت ۱۳ دوره، به صورت کامل برآورده نشد اما یک رویداد هنری قابل احترام در این دوره شکل گرفت. چند دقیقه پس از پایان هر نمایش جلسه نقد و بررسی برگزار می شد که عمدتا عزیزان حاضر در سالن در حوزه داستانی لب به سخن میگشودند و راه های زیادی در حوزه فنی تر نمایش همچنان نرفته باقی می ماند.

یکی از بحث هایی که بعد از برگزاری ۱۴ دوره هنوز هم سوالی مبهم در ذهن مخاطبان آن است، این خواهد بود که دقیقا منظور از تئاتر کوردی چیست؟! یکی از حاضران در سالن به مقایسه تخم مرغ و پنیر کوردی با این مقوله پرداخت، کسی نیز با دلیل و برهان میخواست اثبات کند که زبان موجود در کار و یا لباس های برتن بازیگران نشانه کوردی بودن تئاتر خواهد بود.اما واقعا کدامین تفکر جوابگوی سوال فوق خواهد بود!؟

بعنوان یک خبرنگار ورزشی مخاطب تئاتر میخواهم مقایسه ای تخصصی انجام دهم. بازی فوتبال را در نظر بگیری،اصل و ریشه ای آن هزاران فرسخ آن طرف تر شکل گرفته است و تحت هیچ شرایطی نمی توان گفت این شکل اجرای بازی، ریشه ای بومی در منطقه ما دارد و ما سازنده اصلی آن هستیم. حال که از جایی دیگر میهمان سلایق ما شده است میتوان گفت اگر بازیکنان فوتبال با لباس محلی در زمین مسابقه حاضر شوند یا اینکه با زبان محلی خود از هم تیمیشان بخواهند که به ایشان پاس دهند، فوتبال با محتوای کوردی به نمایش گذاشته میشود؟!  یا چند نفر با هویت کوردی در حال انجام آن هستند! در حالی که ساختار همان ساختار غربیست؟!

بگذارید با مثالی دیگر از جنس فوتبال منظورم را روشن تر بیان کنم، در فوتبال روز دنیا بعضی از باشگاه ها که قاعدتا فوتبال از جایی دیگر به سرزمینشان سرازیر شده، برای خود اسم و رسمی بهم زده اند و صاحب سبک و روش خاص خود شده اند. در کشور اسپانیا تیمی بنام بارسلونا وجود دارد و مردم و کارشناسان در سراسر دنیا اصطلاحا میگویند این فوتبال بارسایی بود و "تیکی تاکا" را بعنوان یک سبک متفاوت فوتبالی به ایشان نسبت می دهند، در فوتبال مدرن، تیم ها برای خود مکتبی خاص دارند و با همان مکتب ساخته شده توسط خودشان پیروزمندانه از زمین مسابقه خارج میشوند.

بنظرم اگر قرار است به نمایش عنوان کوردی بودن اضافه شود، لازم است که پیشتر سبک و سیاقی باطنی هم در آن حاکم باشد نه اینکه فقط به ظاهر آن توجه شود و تصمیم گیری، بازبینی و برچسب زدن به آن به سادگی هرچه تمام تر صورت گیرد.همچنان که نمایش در ایران چند شکل اختصاصی برای خود دارد و "سیاه بازی" یکی از اشکالیست که نسبت دادن رگ و ریشه ای برخواسته از غرب، ناکام و نادرست خواهد بود.

تماشاگران این دوره نیز همچون تمام دوره ها و تمام جشنواره ها، شاهد هم کارهایی بسیار ضعیف وهم کارهایی تامل برانگیز بودند و همه ما مخاطبان امیدواریم در دوره پانزدهم، شاهد مساوات و اعتدال بیشتری باشیم. هر چند که گویا همیشه سلایق و علایق داوران بر همه چیز ارجعیت دارد.

لازم است اشاره کنم اگرچه "دوران بی گناهی" بعنوان نماینده مهاباد که حاصل تلاش دوستان خوبمان بود بر روی صحنه رفت اما جای "خانوم و آقای نت" دیگر نماینده مهابادی در این جشنواره خالی بود تا رخی دیگر از انواع نمایش از دید مخاطبان پنهان بماند و جشنواره نیز کمتر از لحاظ یکدستگی و مشابه بودن سبک نمایش ها مورد انتقاد قرار گیرد. و صدالبته احتمالا جای بسیاری از نمایش های دیگری که مجوز ورود به جشنواره را پیدا نکردند و شاید تفاوت های زیادی به لحاظ شیوه ی اجرایی با نمایش های پذیرفته شده داشته اند، خالی به نظر می رسد. با این حال وجود برخی از کارها همچنان برگ زرین جشنواره است . برای نمونه کار دوستان بوکانی، هنوز هم من را "پشت در" نگه داشته و چند کار دیگر نیز همچنان در آسمان سلایقم در حال درخشیدن هستند.

این دوره نیز با تمام فراز و فرودها به پایان رسید ودیگر نظر و تفکر داوران و علاقه مندان پشت پرده که همچون هیئت ژوری مسابقات وزنه برداری چند روز قبل در آمریکا نگذاشتند حق به حقدار برسد، تغییر نخواهد کرد. حق با هرکه باشد، این روزها نیز می گذرد و مهم اینکه با گوشه چشمی به گذشته رو به جلو حرکت کنیم.باید از اکنون برای دورهی ۱۵ جشنواره تئاتر کردی آماده بود. با هر خاطره ی تلخ و شیرینی که تاکنون داشته ایم. در ورزش فوتبال گاهی با یک امتیاز اختلاف تیمی قهرمانی را از دست می دهد ، گاهی به حق و گاه به ناحق. اما آنچه تغییر نمی کند آماده شدن برای فصلی جدید و قهرمانی جدید. بی شک قهرمانی در جشنواره ی تئاتر کوردی در برگزیده شدن اثر خلاصه نمی شود، قهرمانی در تئاتر در مسیر و هدفی که در پیش رو داریم معنا می یابد. قهرمانی در تئاتر کوردی در گردهمانیی تئاتری هایی کردستان در سال بعد، وسال بعدتر و سالهای بعدتر متجلی میشود.

امیدواریم دوره پانزدهم سر آغاز فصل جدیدی برای کوردهای اهل تئاتر باشد.

سامان امیری

مدیر خبرگزاری ورزشی یاریزان

 

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

نگاهی به جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد

هیاهوی بسیار برای … ؟

چند روزی از پایان جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد که اولین دوره ی خود را طی کرد نمی گذرد. اکنون شاید بهترین زمان برای نقد و بررسی رویکرد این جشنواره باشد. گرچه این انتقادها از همان زمان علنی شدن بحث جشنواره قابل طرح بود، اما به جهت حمایت از برگزاری و جلوگیری از شائبه های مختلف، این نقد به بعد از برگزاری موکول شد تا پیش داوری اشتباهی صورت نگرفته باشد. اولین موضوع قابل بحث عنوان جشنواره است که از دو عبارت متفاوت اما با زمینه ی مشابه برخوردار است. نمایشنامه خوانی یا اجرا خوانی؟ آنچه که مدت ها در ایران با عنوان نمایشنامه خوانی شناخته می شد، بیشتر دلالت بر خوانش نمایشنامه توسط چند بازیگر(و گاه یک بازیگر) نشسته بر صندلی و با متن در دست بود. کم کم این شکل نشستن صرف، تغییراتی پیدا کرد و بازیگران به صورت ایستاده و یا به اشکال مختلف و با بهره گیری از دکور بسیار ساده، نور و صدا (در حد محدود) به خوانش نمایشنامه پرداختند و به نوعی اجراخوانی قلمداد شد. در واقع اجراخوانی ما به ازای script-in-hand performance مورد استفاده قرار گرفت. تقریبا تعریف دقیق و مشخصی از شکل و تاریخچه ی نمایشنامه خوانی نمی توان یافت و تعاریف و توضیحات متفاوتی برای آن ارائه شده است. با این حال دو نکته ی اساسی وجه مشترک همه ی این تعاریف است. نمایشنامه خوانی برای خوانش اثر نو و اجرا نشده ی نویسنده توسط نویسنده و یا بازیگران شکل گرفته است که این امر نیز برای دو مقصود صورت می گیرد. یا نویسنده در حال معرفی نمایشنامه ی خود به کارگردانان و کمپانی های تولید تئاتر است، یا نویسنده قصد دارد با خوانش آن با بازخورد مخاطب آشنا شده و نمایشنامه اش را براساس این بازخورد بازنویسی نماید. حالت کلی دوم مربوط به خوانش نمایشنامه های یک نویسنده به صورت رپرتواری است. به این معنا که مثلا مجموعه ای از آثار شکسپیر توسط گروههای مختلف به منظور بررسی آن آثار در زمانی مشخص خوانده می شود. در هر دو حالت کلی ، جنبه ی ادبیات نمایشی بر جنبه ی اجرایی غالب است. با این حال این غلبه ی ادبیاتی معمولا در شکل اول که بیشتر به منظور معرفی اثر صورت می گیرد، نمود بیشتری دارد و می توان آن را نمایشنامه خوانی در نظر گرفت. در شکل دوم که جنبه ی آموزشی و یا پژوهشی آن بیشتر مور توجه است و در بسیاری از مدارس تئاتری جهان با استفاده از همین شیوه ی در یک فصل مشخص آثاری از نویسنده ای مشخص مورد خوانش قرار می گیرد، می توان به شاخصه های اجراخوانی (یا نمایش با متن در دست) نزدیک شد تا جنبه هایی اجرایی نمایشنامه نیز مورد توجه قرار گیرد. طبیعتا هیچ کدام از این روش ها یک قانون غیرقابل تغییر نیست و تداخل آن در یک دیگر امکان پذیر است. اما معمولا برای بررسی پدیدهای علوم انسانی می بایست یک عرف و تعریف مشخص را برای جلوگیری از پراکندگی بحث ...
css.php