رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 2 خبر


  • جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۶
  • الجمعة ۱ شعبان ۱۴۳۸
  • 2017 Friday 28 April
    مهاباد Mostly Cloudy
    ١٨(°C)
    وزش باد ٧(mph)
    فشار ٢۵.۵٨(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 1-Low
    رطوبت ٢۵.۵٨(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
اردیبهشت ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« فروردین    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031  
  • دوشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۵ - ۲۲:۰۵
  • کد خبر : 3221
  • مشاهده : 144 بازدید
  • س.ت » سینما
  • چاپ خبر : يعنی شهرام مکری فیلم‌سازی بلد نیست؟
انتقاد تند پرویز پرستویی از حذف آثار شاخص در جشنواره فجر:

يعنی شهرام مکری فیلم‌سازی بلد نیست؟

پرویز پرستویی نسبت به حذف برخی آثار شاخص از جشنواره فجر انتقاد کرد.

به گزارش بینەر، پرویز پرستویی در یادداشتی در روزنامه شرق به ترکیب هیئت داوران و حذف برخی اثار شاخص و فیلم خانه کاغذی از بخش سودای سیمرغ جشنواره فیلم فجر انتقاد کرد.

پرویز پرستویی در متن انتقادی خود نوشت:

بعد از یک‌ سال تلاش شبانه‌روزی که روح، جسم و جان سینماگران را فرسوده بود، یک جشنواره، حالِ خوش و دَم دوباره‌ای بود به این همه نفس بریده از فشارهای روزگار و احوال همیشه نادیده‌گرفته‌شده هنرمندان. هر سال با آمدن برنامه‌ای جدید این تنگنا برایشان تنگ‌تر می‌شود و امسال که دیگر نور علی ‌نور بود. از زمان اعلام نتایج از سوی دبیر جشنواره، همه صفحات مجازی و… از فهرست درخور ‌توجه نادیده‌گرفته‌شدگان سخن می‌گفتند! واقعا آیا کیانوش عیاری، احمدرضا معتمدی، تهمینه میلانی، مهدی صباغ‌زاده، شهرام مکری، مصطفی احمدی، رسول‌اف، هاتف علیمردانی و… فیلم‌سازی بلد نیستند که بتوانند نظر بعضی از اعضای غیرمتخصص سینمایی را در هیئت انتخاب جلب کنند؟!
چرا باید ترکیب هیئت انتخاب یک جشنواره تخصصی بیشتر از اعضای دولتی و نظارتی باشد تا متخصصان صاحب‌‌نظر؟! مگر جز سیدضیاء هاشمی، جمال امید و نرگس آبیار می‌شود بر تخصص، نظر و رأی غالب هیئت انتخاب اعتماد و تکیه کرد؟! هیئت انتخاب به‌جز موارد نامبرده‌شده در بالا، مسئولان گزینش دهه ۶٠ را یادمان می‌آورند. ببینید کار به کجا کشیده که کیهان از هیئت انتخاب تقدیر می‌کند!! عجبا واقعا به کجا می‌رویم چنین شتابان؟! یادش بخیر چه جشنواره‌هایی بود، چه تب‌وتابی، چه شور و هیجانی بین سینماگران وجود داشت. اصلا برای برپایی یک جشنواره دورهمی چه لزومی دارد؟! فیلم «خانه کاغذی» یک سینمای قصه‌گوست؛ همان سینمایی که در تب‌و‌تاب تقلید و کپی از فیلم‌های فرنگی کم‌رنگ شده است؛ اما هنوز مردم آن را دوست می‌دارند، فیلمی درباره مفاسد اقتصادی که امروزه در کشورمان موضوعی بسیار عادی شده است. من نه برای خودم که آردم را ریخته و الکم را آویخته‌ام، بلکه متأسفم برای دست‌اندرکاران فیلم خانه کاغذی، از جوانانی مانند تینا پاکروان (تهیه‌کننده)، ایمان امیدواری (طراح گریم)، ستاره اسکندری (بازیگر)، منصوره یزدانجو (طراح صحنه و لباس) و دیگر عزیزانی که با تمام انگیزه و جان‌شان پای یک اثر شریف ایستادند تا پیش‌کسوتانی مانند نظام کیایی و مهدی صباغ‌زاده که هنوز خانه خلوتش جزء فیلم‌های به‌یادماندنی تاریخ سینماست و علیرضا زرین‌دست که هنوز پر از انرژی و انگیزه است و… . این همه زحمت و ایستادن پای یک اثر که حرف‌های بسیاری برای گفتن دارد و البته تنها خوبی‌اش این است که کسانی که باید گوش شنیدن داشته باشند – ‌مردم-  دارند و در گذر تاریخ بهترین قاضیان بوده‌اند. در آخر برای همه عزیزان حاضر در جشنواره آرزوی موفقیت می‌کنم و عید سینمای ایران را به آنها تبریک می‌گویم و به همه غایبان سفره هفت‌سین سینما خدا قوت می‌گویم و شک ندارم جواب‌شان را از مردم خواهند گرفت.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

در پاسخ به یک مطلب

منزل ما در دستشویی خلاصه نمی شود!

چندی است که تب و تاب نام نویسی انتخابات شورای شهر، تمام شهرها و روستاهای کشور را فرا گرفته و شوق خدمت به شهر و روستا ولوله ای ایجاد کرده است! باری در این بین هجمه ی ناآگاهانه ای از سوی برخی به ورزشکاران و هنرمندان شکل گرفته تو گویی که این افراد از جهان دیگری به این سرزمین آمده اند و هیچ حق و حقوق برابری با بقیه ندارند. هر هنرمند و ورزشکاری همانند همه ی کسان دیگری که خود را لایق صندلی های مدیریتی شهر می دانند حق دارند خود را لایق بدانند و در معرض رای مردم قرار دهند. اما اینکه مردم به تمامی کاندیداها از روی شاخصه های منطقی و برنامه های مشخص کاندیداها و نیازهای شهر و روستا رای بدهند و نه به خاطر شهرت و طایفه و تیره و حتی مدرک تحصیلی و... ، یک بحث جداگانه و پذیرفته شده است و همگان حداقل در شعار بر آن وفاق دارند. یک هنرمند یا ورزشکار به صرف هنرمند بودن یا ورزشکار بودن نباید مورد پذیرش قرار گیرد، همانطور که یک دکترای شهرسازی به صرف داشتن مدرک؛ آنچه شاخصه ی انتخاب است، توانایی و داشتن برنامه در بحث وسیعی به نام مدیریت شهری است و تعریف مدیریت شهری و شهر دقیقا همان حلقه ی مفقوده ی انتخابات شورای شهر در این سالها شده است. در این میان مطلبی نیز در فضای مجازی با عنوان «اداره شهر بیش از تعمیر دستشویی به تخصص نیاز دارد» پیچیده است که سعی دارد شویی از دانش ارائه دهد در حالی که به دلیل شتاب زدگی بسیاری از موارد مهم را فراموش کرده است که برخی از نکات را به نگارنده ی آن مطلب تقدیم می دارم: جناب گرامی! مفهومی که از مطلب شما بر می آید حکایت از آن دارد که عموم مشکلات جاری شهرهای ایران به دلیل حضور هنرمندان و ورزشکاران در بین اعضای شورای شهر است. آیا می دانید چند درصد از اعضای شوراهای شهر ایران هنرمندان و ورزشکاران هستند که  تمام مشکلات کارنابلدی بقیه را نیز به گردن آن ها می اندازید؟ (برای نمونه در میان 30 نفر عضو شورای شهر تهران 2 نفر با مدرک ورزش و یک نفر با دکترای هنر و یک ورزشکار با مدرک حقوق حضور دارند، و در مجموع ٥ نفر!) آیا گمان نمی کنید بخش از اعظمی از ناکارآمدی مدیریت شهری بسیاری از شهرهای ایران در تداخل فعالیت های سیاسی و جناحی و همچنین تاثیرگذاری باندهای ثروت و قدرت بر این اعضا است تا حضور هنرمندان و ورزشکاران؟ آیا تا به حال از خود پرسیده اید چرا بین توقع مردم از شوراها، قانون شوراها و عملکرد شوراها تفاوت وجود دارد و احساس نمی کنید ناتوانی در تطبیق این سه با هم یکی از مشکلات امروزی مدیریت شهری است؟ به طوری که مشاهده شده بسیاری از مردم  با پیش داوری، اعضاهای شورا را به لحاظ مالی فاسد می دانند و شورای شهر را محلی برای کسب قدرت و ثروت قلمداد کرده اند. بهتر است یک بار دیگر ...
css.php