رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


    مهاباد لطیف
    ٢۵(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۴۴(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۴۴(in)
  • جمعه ۱۷ دی ۱۳۹۵ - ۲۲:۳۹
  • کد خبر : 3172
  • مشاهده : 339 بازدید
  • س.ت » سینما
  • چاپ خبر : حضور پررنگ كردستان در جشنواره فجر ٣٥
اسامی ٢٨ فيلم راه يافته به جشنواره ٣٥ اعلام شد:

حضور پررنگ كردستان در جشنواره فجر ٣٥

اسامی ۲۸ فیلم بخش مسابقه سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر اعلام شد.

به گزارش بینەر، دبيرخانه جشنواره سی و پنجمین جشنواره فيلم فجر، اسامی ٢٨ فیلم راه يافته به بخش مسابقه را اعلام كرد كه بازيگران كرد نقش پررنگ تری در جشنواره ٣٥ دارند: 

١- فرهاد اصلانی با بازی در دو فيلم «یک روز بە خصوص» به كارگردانی همايون اسعديان و «زير سقف دودی» به نويسندگی و كارگردانی پوران درخشنده
٢- «اسرافيل» به كارگردانی آيدا پناهنده و نويسندگی مشترک آيدا پناهنده و ارسلان اميری
٣- نويد محمدزاده با بازی در دو فيلم «بدون تاريخ، بدون امضا» به كارگردانی وحيد جليلوند و «خفگی» به نويسندگی و كارگردانی فريدون جيرانی
٤- «زير سقف دودی» به نويسندگی و كارگردانی پوران درخشنده

همچنين برخی رسانه ها ادعا کرده اند كه «هجوم» به کارگردانی شهرام مکری به دلیل ممیزی به لیست اصلی راه نیافته است.

اين در حالی است كه محمد حیدری، دبیر سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر عصر امروز جمعه ۱۷ دی ماه در جمع تعدادی از اهالی رسانه در پاسخ به سوال خبرنگار مهر كه برخی آثار به دلیل اینکه نیاز به ممیزی داشتند تا پروانه موقت برای حضور در جشنواره را بگیرند از جمله فیلم های شهرام مكری و کیانوش عیاری و محمد رسول اف عنوان كرد: هیچ فیلمی نبود که ما با صاحبان آنها برای ممیزی اثر صحبت کرده باشیم. هیات انتخاب در روند انتخاب خود، هم ساختار هم محتوا را درنظر گرفته است و اگر آثار قبول نشده اند دلیلش در نشست بعدی با هیات انتخاب اعلام می شود.

جشنواره فيلم فجر از ١١ تا ٢٢ بهمن در برج ميلاد تهران برگزار می شود.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php