رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


    مهاباد لطیف
    ٢۵(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۴۴(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۴۴(in)
  • چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵ - ۱۵:۰۶
  • کد خبر : 3235
  • مشاهده : 207 بازدید
  • س.ت » سینما » هنر
  • چاپ خبر : نامه ی سرگشاده مدیر سابق انجمن سینمای جوانان کردستان
حال انجمن سینما جوان در استانها و شهرستانها خوب نیست

نامه ی سرگشاده مدیر سابق انجمن سینمای جوانان کردستان

سیروس ثنائی مدیر سابق انجمن سینمای جوانان استان کردستان نامه ای سرگشاده به سیدصادق موسوی مدیر عامل انجمن سینمای جوانان ایران نوشته و گفته است: روزگار انجمن در استانها و شهرستانها بویژه مناطق کمتر برخوردار جز چند صباحی هیچگاه خوب نبوده است و جوانان مشتاق و علاقمند آموختن سینما پیوسته مظلوم واقع شده اند.

به گزارش بینەر و به نقل از کردپرس سیرویس ثنائی مدیر سابق انجمن سینمای جوانان استان کردستان در نامه ای سرگشاده به سید صادق موسوی مدیر عامل انجمن سینمای جوانان ایران که آن را در اختیار این خبرگزاری قرار داده است این چنین آغاز کرده است:

با عرض تبریک صمیمانه و آرزوی موفقیت.
از آنجا که ابلاغ مدیریت جنابعالی ازسوی جناب دکترایوبی برانجمن سینمای جوانان و به تعبیر ایشان بزرگترین مدرسه ی سینمائی کشور متفاوت از متون معمول عزل و نصب هاست،حکایت از آن دارد به حال و روز انجمن آگاهند و کم و کاستی های آنرا می دانند و به همین دلیل کشتیبان را سیاستی دیگر آمده است و به فوریت همت به اصلاح و تغییر رویه های موجود گماشته اند.
بنابراین برآن شدم به عنوان یکی از مدیران سابق استانی که افتخار یک دهه همکاری با این خانه ی سبز را داشته ام درد دلی را که زبان حال هنرمندان و هنرجویان دیارم است به عرضتان برسانم که امیدوارم مورد توجه قرار گرفته و در جهت اصلاح همت بگمارید.
اما پیش ازآن ذکر این نکته ضروری است آنچه گفته می شود به هیچ عنوان نفی تلاشها و زحمات ارزشمند برادر ارجمند جناب مهندس فرید فرخنده کیش نمی باشد که هر آنچه در توان داشتند در این مدت در طبق اخلاص نهادند و زحماتشان فراموش شدنی نیست.
جناب موسوی عزیز روزگار انجمن در استانها و شهرستان ها به ویژه مناطق کمتر برخوردار جز چند صباحی در دوران مدیریت حبیب ایل بیگی هیچ گاه خوب نبوده است و جوانان مشتاق و علاقمند آموختن سینما پیوسته مظلوم واقع شده اند زیرا که انجمن سینمای جوانان ایران بشدت تمرکزگراست و مدیران استانی  هیچگاه در تصمیم گیری ها دخالتی ندارند و جای تاسف است در طول ۱۰سال همکاری با انجمن دوره های مختلف آموزشی ۹ماهه، یکساله،۱۸ ماهه، ۷ماهه و اخیرا ۴/۵ماهه را تجربه کرده ام، دوره هائی که فارغ از نیازهای هنرجویان شهرستانی و وضعیت و امکانات آنها توسط دپارتمانهای آموزشی در تهران و بدون مشورت با مدیران و مدرسان استانها طراحی و اجراگردیده است. غافل از اینکه این تمرکزگرائی چه بر سر ساختار آموزش سینما در سطح کشور آورده است و طرفه آنکه در این سالها هر آنچه که یک معاون آموزشی درطول دوران تصدی می رست دیگری پنبه میکرد و حاصل آنکه اخیراً سه کارگاه تخصصی مستندسازی، فیلمسازی داستانی و تجربه گرارا حذف و ساعت کلاسهای کارگردانی و فیلمنامه نویسی را تقلیل داده اند و مدعی هستند بر اساس سالها تجربه درصدا و سیما! به این نتیجه رسیده اند و اینکه باید نگاهی به دخل و خرج ها انداخت و توجیه اقتصادی را هم مدنظر قرارداد!
در بخش تولید نیز با وجود حضور یکی از هنرمندان فیلم کوتاه قدر کشور در رأس آن در برهمین پاشنه چرخیده، فیلمنامه ها، طرحها و ایده های فیلمسازان شهرستانی در یک چرخه ی معیوب ماهها در انتظار یک آری و یا نه میماند و حاصلش یک مشت مکاتبات بیهوده با مرکز است و شیوه ی متداول انجمن نیز همیشه عدم پاسخ به مکاتبات استانی بوده است.
اما فراتر از اینها انجمن یک پشتوانه ی ۳۰ساله دارد که باوجود همه ی فراز و نشیب ها صاحب کارنامه درخشانی است و به برکت وجود استعدادها و جوانان مشتاق و هنرمندش که در واقع سرمایه های سینمای ایران هستند میتواند تامین کننده ی نیروهای فعال، متخصص و آگاه برای هنر هفتم این مملکت باشد بنابراین جسارتا پیشنهاداتی را به حضورتان ارائه میدهم
۱-ساماندهی سیستم آموزشی انجمن یکبار برای همیشه با استفاده از نظرات مدیران و مدرسان شهرستانی، اساتید مجرب فیلم کوتاه و بهره مندی از تجربیات برادر ارجمند سعید پور اسماعیلی که در دوران تصدی معاونت آموزشی صمیمانه برای متحول کردن این بخش تلاش کرد.
۲-اجازه دهید شهریه ی دوره های آموزشی در دفاتر هزینه شود که محاسن فراوانی دارد از جمله پرداخت به موقع حق التدریس ها، برگزاری کارگاههای تخصصی، برگزاری نمایشگاه های عکس، راه اندازی پاتوق های فیلم کوتاه، انجام حمایت های کوچک ازفیلم هنرجویان و……..
۳-رئیس سازمان سینمائی اعلام کرده اند که امسال ۳۰۰ فیلم کوتاه ساخته خواهد شد. استفاده ی عادلانه از این امکان درسطح کشور در گرو ایجاد فرصت برابر برای همه ی استانها، تشکیل مجدد شوراهای تولید استانی، اعتماد به مدیران استان و واریز بودجه تولید به حساب دفاتر برای کوتاه کردن بروکراسی اداری میباشد. مطمئن باشید حاصل اینکار راه افتادن چرخه تولید فیلم کوتاه و شکوفائی استعدادهای فیلمسازان شهرستانی خواهد بود.

۴-کمک به تامین بودجه برگزاری هفته های فیلم و عکس،جشنواره های استانی و موضوعی در دفاتر مختلف کشور موجب تقویت انگیزه فیلمسازان و عکاسان، ایجاد بستر رقابت سالم و سازنده، تشویق خلاقیت و نوآوری، ترویج فرهنگ بومی و نیز برقراری عدالت فرهنگی خواهد بود که امیدوارم مورد توجه قرارگیرد.
۵-فواید زیادی بر مدیریت منطقه ای مترتب است که جناب فرخنده کیش برای برقراری و ساماندهی آن کوشیدند ولی ظاهراً مشکلاتی بود که پس از صدور ابلاغ مدیران منطقه ای کار ناتمام ماند که امید است دنبال کردن آن استفاده از توانمندی و پتانسیل های منطقه و چابک سازی سیستم را درپی داشته باشد.
۶-یکی از مشکلات دفاتر استانی نداشتن ردیف بودجه و عدم بهره مندی از بودجه های استانی به دلیل ارتباط ضعیف سازمان سینمائی با استانداران و مدیران کل فرهنگ و ارشاد اسلامی است به همین دلیل تفاهمنامه جناب دکتر ایوبی با برخی از استانداران ازجمله کردستان تحت عنوان کمیته استانی سینما با وجود گذشت بیش از یکسال ناکام مانده است. اجرای این تفاهمنامه بسیاری از مشکلات موجود فیلم کوتاه و دفاتر راحل خواهد کرد.
۷-و سرانجام رسیدگی به وضعیت نابسامان معیشتی پرسنل دفاتر که به جرأت میتوان گفت که با انگیزه ترین و فعالترین کارکنانی هستند که به حرفه ی خودعشق می ورزند ولی ازنظر مالی در مقایسه باکارکنان بخش دولتی تفاوت بسیاری دارند.
زیاده گوئی و جسارتم را ببخشائید، باشد که کارنامه ی مدیریت جنابعالی یادگاری ماندگار و چراغ راه برای آینده ی فیلم کوتاه و بخش آموزش سینمای ایران باشد.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php