رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵
  • الإثنين ۲۳ جماد أول ۱۴۳۸
  • 2017 Monday 20 February
    مهاباد لطیف
    (°C)
    وزش باد ۴(mph)
    فشار ٢۵.٨٩(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.٨٩(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
اسفند ۱۳۹۵
ش ی د س چ پ ج
« بهمن    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
2829  

امروزه عکاسی بعنوان یکی از مطرح ترین هنرها در جهان جایگاه ویژه ای دارد و جزء جداناپذیری از زندگی روزمره شده است و این برهمگان روشن است. در ده سال گذشته با پیدایش و رشد تکنولوژی و همزمان با آن فراگیر شدن ارتباطات، جهشی عظیم در ارتقاء و گسترش دامنه عکاسی روی داده است . […]

امروزه عکاسی بعنوان یکی از مطرح ترین هنرها در جهان جایگاه ویژه ای دارد و جزء جداناپذیری از زندگی روزمره شده است و این برهمگان روشن است.
در ده سال گذشته با پیدایش و رشد تکنولوژی و همزمان با آن فراگیر شدن ارتباطات، جهشی عظیم در ارتقاء و گسترش دامنه عکاسی روی داده است .
عکس و عکاسی در همه ژانر ها و بخش های آن از طبیعت تا خبری دارای اهمیت و جایگاه ویژه هستند و هر کدام به نوبه خود و در جای و زمان مناسب، تاثیر خود را خواهند داشت، این امری بدیهی و روشن است .
برای روشن شدن جایگاه عکس و اهمیت عکاسی تنها کافیست متصور شویم که یک روز هیچ عکاسی عکس نگیرد و خروجی بنام عکس نداشته باشیم، چه در دنیای حقیقی، چه در دنیای مجازی.
بیلبوردهای تبلیغاتی، مدارک شناسائی، سایت ها و خبرگزاری ها، روزنامه ها  و نشریات، کتابهای درسی از ابتدایی تا سطوح بالا  و … همه اینها به سادگی از اعتبار ساقط خواهند شد، اینجاست که عکس قدرت و جایگاه خود را نمایان می کند .
عکس، محصول عکاس است، در طبقه بندی های معتبر وقتی ما از عکس صحبت می کنیم منظور در سطح حرفه ای آن است و تاثیرات آن در لحظه مورد نظر است (صرف نظر از مسئله نوستالژیک آن و استناد به آن بعنوان مرجعی تاریخی) .
امروزه با فناوری گوشی های همراه همه شاهد آن هستیم که فرآیند گرفتن عکس فراگیرتر از معنای کلمه شده است، اینجا نیز آنچه مد نظر است عکس در قد و قواره حرفه ای آنست و عکاسی و عکس و عکاس بصورت یک تخصص مورد تاکید است.
عکاس در نگاه کلی کسی است که عکس می گیرد و صاحب و مالک حقوقی آن است .
پس در اینجا نیز باید ارزش گذاری شود و طبقه بندی قائل شویم و این بار این شخصیتها و افراد نیستند که داوری می کنند، این بار عکس است که معرف عکاس  میشود، پس می بینیم که عکس چه قدرت و اقتداری دارد و این ویژگی باعث شده تا در بین دیگر هنر ها، عکاسی جایگاه نخست که نه بلکه جایگاه ویژه داشته باشد، به گونه ای که در نظر بگیرید الفبای سینما در هر حد و اندازه ای که باشد، عکاسی است.
آنچه در اینجا بیان شد گوشه ای از قابلیت ها و ارزش های هنری  و جایگاه عکاسی و عکس در جامعه بود و این یادداشت اولین قدم در مسیر بیان ارزشهای عکاسی است .

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

من از مرگ هنرمندان خوشحالم

شاید بتوان گفت مرگ حقیقی ترین و عادلانه ترین پدیده ی جهان است که گریزی از آن برای هیچ کس نیست. مسئله ای که در طول تاریخ همواره یکی از دغدغه های بشری بوده و هست. اما مرگ هنرمندان داستان دیگری دارد و مرگ هنرمندان در سرزمین من داستانی دیگرگونه تر! من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که تجربه نشان داده است این تنها راه توجه مردم و مسئولین به هنر و هنرمندان است. زمانی که هنرمندی می میرد، همه شاعر می شویم و به گونه ای در سوگ شاعر مرثیه می سراییم و اشک می ریزیم و بر سر و سینه می کوبیم، تو گویی قبل از به خاکسپاری هنرمند مرحوم ، ما را باید به خاک بسپارند. به مدد اینترنت و گروههای اجتماعی چنان از آثار هنرمند مرحوم یاد می کنیم، تو گویی آثار هنری وی ، بخش از زندگی ما بود. صبح قبل از صبحانه، یک قاشق چای خوری شعر، ظهر یک دومِ موسیقی بعد از ناهار و شب قبل از خواب یک فنجان دمنوشِ فیلم! من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که هیچ نوع مرگ دیگری اینچنین همه - مردم و مسئولین - را دور هم جمع نمی کند، هیچ دلیلی دیگری نمی تواند به این زیبایی اسباب پیاده روی از مسجد جامع تا سر مزار را فراهم آورد. هیچ پدیده ی دیگری نمی شناسم که تا این میزان سوال فلسفی و افسوس در دل همه ایجاد کند. افسوسی که منجر به درس و تصمیم های بزرگ بین مردم و مسئولین می شود. تصمیم هایی از قبیل توجه به هنرمندان، توسعه ی فضای هنری و قدردانستن داشته های فرهنگی شهرمان. اما نمی دانم چرا عمر این تصمیات کوتاه است و معمولاً از فلکه ی ساعت به بعد فراموش می شود. شاید به خاطر ترافیک  باشد. به خصوص که اکنون شهر اول در بوق نزدن شناخته شده ایم و جهت از دست ندادن این مقام مهم فرهنگی تمام حواسمان به این است بوق نزنیم و همین باعث می شود که تصمیمات فرهنگی دیگرمان را فراموش کنیم. اما اشکالی ندارد، در عوض همین بوق نزدن را بیلان کار فرهنگی محسوب می کنیم و با افتخار همه جا بوق نزدنمان را در بوق و کرنا می کنیم! من از مرگ هنرمندان خوشحالم. چرا که به غیر از مرگ هنرمندانِ شهرم، به هیچ شکل دیگری نمی توان کاری کرد که آثارشان بین همه پخش شود. در شهری که سالن سینما ندارد، نگارخانه ندارد، سالن تئاتر ندارد، صنعت نشر درست ندارد و از همه مهمتر بینش فرهنگی و هنری صحیحی در بین تعداد قابل توجهی از مسئولین و مردم وجود ندارد، طبیعتا تنها گورستان می تواند بهترین مکان برای عرضه ی هنر هنرمندان باشد. من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که آنان که تمام زندگیشان را بدون هیچ چشم داشتی و با کمترین امکانات و توقعات وقف کار هنری می کنند، در مرگشان نیز موهبتی نهفته است. موهبت وسیع تر شدن آرامگاه هنرمندان شهرمان، تا هر مهمانی که به شهرمان آمد ...
css.php