رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


    مهاباد لطیف
    ٢۵(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۴۴(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۴۴(in)
مسئول انجمن هنرهای نمایشی بوکان خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی:

برای وضعیت نابسامانمان چارەایی بیاندیشید تا تیشه به ریشەمان نرسیده است

مسئول انجمن هنرهای نمایشی بوکان به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نامە‌ی سرگشادە نوشت.

 

به گزارش بینەر، مسئول انجمن هنرهای نمایشی شهرستان بوکان در اعتراض به وضعیت نامطلوب مدیریت فرهنگی این شهرستان نامه ای سرگشاده خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر کرد. متن نامه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی

جناب آقای دکتر سید رضا صالحی امیری

با سلام

 بعنوان یک عضو انجمن هنرهای نمایشی ایران و مسئول شعبه این انجمن در شهرستان بوکان زبانم قاصر است از گفتن تهنیت وتبریک به خاطر مسئولیتی که به عهده گرفته اید. چرا که خوب می دانم نهادی که به شما واگذار گردیده است مانند حال هنرمندان نمایش و علی الخصوص مناطق محرومی چون شهر بوکان  بسیار بد وخراب است. تاریخ نمایش در این شهرستان گواه خوبی است بر این ادعا و حال این روزها و سرنوشت فرهنگ و هنر در این شهر.  

آقای وزیر! 

اینکه چهار گوشه و موقعیت جغرافیای شهر کوردنشین بوکان کجاست و مفاخر و مشاهیر و ادبا و هنرمندانش چه کسانی بوده اند و هستند، اوراق زرین تاریخ خود شاهد و سخن می گوید.

با تغییر ات بوجود آمده در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بسیار امید داریم که نا امیدی ما را به امید مبدل کنید و با اعزام کارشناسانی برای ارتباط با هنرمندان واصحاب فرهنگ  این شهر، برای وضعیت نابسامان مان چاره ایی بیاندیشید تا تیشه به ریشه مان نرسیده است.

شهر بوکان، زمانی بنام شهر عروس فرهنگ و هنرشهره خاص و عام بود. شهر باسوادترین اساتید و شاعران و ادیبان و هنرمندان و موسیقیدان و خطاطان و کاتبان روزگار خود بود. اما حالا باورکنید که حالمان خیلی خراب است. اداره امور هنر و فرهنگ و ارشاد بعلت تصمیمات و تک‌روی‌ها و ناکارآمدی‌ها و تداخل جریانات سیاسی تنها بدست یک یا دو نفر انجام می شود که نه تخصص کافی آن را دارند و نه  به اهل  فن می سپارند که با حواشی تأسف‌برانگیزی همراه است.  

هیچ مسئولی در این شهر  به فکر کیفیت و ارتقا سطح  فرهنگ و هنر نیست، بلکه نگرانی شان بیشتر در این است که مبادا در جایی از این نکته  سخنی به میان آید و انتقادی انجام شود که به دقیقه نخواهد کشید بیانیه ها وحمایت ها و برملا کردن نامه ها و مصوبه ها و عکس وگزارش از جلسات خصوصی شان که نیت کرده بودند به ما هم فکر کنند و از بودجه فرهنگ و هنر هم به صندوق صدقات ما سکه ای بیاندازند.

باور بفرماید بنده  هنوز زنده ام و می توانم سوگند بخورم که اینجانب با ۳۶ سال سابقه و بعنوان عضو هیات کارشناس امور ارزشیابی  و تصویب امور هنرهای نمایشی و مسئول انجمن هنرهای نمایشی شعبه بوکان بزرگترین رقم نجومی حقوق در مقایسه با دیگر دوستانم در این سمت برای یکسال ۱۸۰ هزار تومان دریافت کرده ام  و همکاران هیات بازبینی و ارزشیابی هنرهای نمایشی درمهاباد هرکدام برای یکسال ۷۹ هزار تومان دریافت می کنند.   

جناب آقای وزیر ، باور بفرماید که تنها سالن آمفی تئاتر شهرستان بوکان به گروههای بیزنس و پنبه فروش و نخود چی با مجوز و بدون مجوز برای خالی کردن جیب جوانان اجاره داده می شود و از تمرین و استفاده گروههای هنری در آن ممانعت می شود.

برای اجرای یک ساعت از برنامه ها ی موسیقی  و هنرهای نمایشی  هفتاد خوان رستم را هفتاد بار، با هزینه خود هنرمندان طی می کنیم  و در آخرین دقایق پس از صرف ماه ها وقت و هزینه لغو می شود.

برای رونمایی از آثار وکتابهای نویسندگان با هزینه های خود باید چه روزهای دوندگی داشته باشیم و در نهایت با توهین وتهمت و سرخوردگی از طرف اداره مربوطه و مسئولین روبرو می شویم.

هنرمندان و نویسندگان دلسوز که هنوز برای پیشرفت وآبادانی شهر وجدان کاری دارند با هزینه شخصی خودشان و بعد از ماه ها تلاش  با برخورد بی تفاوت و تحقیر آمیز مسئولین  مربوطه روبرو هستند.

اما برای کسانی که این مسئولین می خواهند، بدون کارشناسی  و حتی اطلاع هیات ارزشیابی با پرداخت هزینه های بالا همه چیز برای اجرای  برنامه های جنگ و شو جوک گویی مهیا است و قدرتی مافیایی  که به هیچ اصولی پایبند نیست برای نابود کردن و منزوی کردن فرهنگ و هنر در این شهرستان بصورت عمدی و یا سهوی تلاش می کنند. 

روند رشد فرهنگ و هنر در این شهر به گونه ای که همیشه موضوعی مهم و تاثیرگذار در فرهنگ سازی و پیشرفت این شهر و منطقه بوده است که تاریخ فرهنگ و هنر و زندگینامه مشاهیر و ادبا و هنرمندان شاهد وگواه است. 

با آنکه  هم اکنون نیز بصورت خودجوش توسط هنرمندان و ادیبانی دلسوز بصورت پراکنده فعالیتهای صورت می گیرد اما موازی کاری ها و تداخل  و دخالت کردنها و ضعف مدیریت فرهنگی دستگاه متولی و قدرت مافیایی گروههای غیرمتخصص و دست نشانده این تلاشها را نیز به شکست می کشانند و دیگر هیچ توان و نایی برای ادامه راه نمانده و یا نمی ماند.

هرچند تاریخ عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در نظارت بر اداره کل این استان و این شهرستان در گذشته چندان مطلوب از نظر پیگیری و حساسیت فعالیتها و محروم بودن منطقه نبوده است ، اما خواهشمندم در این دوره جدید  ما را هم دریابید و به یاری بشتابید؛ باشد که از فاجعه فرهنگی و فروپاشی اجزای هویت ملی پیش رو جلوگیری شود.  

همه ادیبان و هنرمندان این شهرستان دلبسته به سنت ها و ارزش های انسانی و فرهنگی و اعتقادی جامعه هستند و با درک حساسیت هایی که در قبال فرهنگ و هنر وجود دارد خود را مسئول می دانند و تنها راه تعامل و آبادانی در این حوزه احترام به اصحاب فرهنگ و هنر و شفافیت و ابهام زدایی در ارایه برنامه ها و منصوب کردن افراد کاردان و شایسته در بخش های متولی فرهنگ و هنر در این شهرستان برای بدست آوردن جایگاه واقعی وقانونی آن است  تا فرهنگ و هنر را  از بند بی ادبان و بی هنران رهایی یابد.

درپایان توفیق بی نهایت و روز افزون برای حضرتعالی و توفیق  و صبر و شکیبایی ادبا و هنرمندان برای امانت داری و پاسداری از تاریخ و فرهنگ و هنر شهرستان بوکان را از خداوند متعال خواستارم .

عبدالرحمن عزیزی

عضو  انجمن هنرهای نمایشی شهرستان  بوکان

شانزدهم آذرماه هزاروسیصد ونود وپنج

شایان ذکر است تنها در طول دو ماه گذشته این چندمین اعتراض هنرمندان علنی هنرمندان بوکان به وضعیت مدیریت فرهنگی این شهر است. 

بینەر به زودی سعی خواهد کرد گزارشی تکمیلی در این خصوص تهیه نماید تا زوایای این اعتراضات برای مخاطبان بیشتر آشکار شود.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php