رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


    -١٨(°C)
    وزش باد (mph)
    فشار (in)
    محدوده دید (mi)
    اشعه فرابنفش -
    رطوبت (in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
مرداد ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« تیر   شهریور »
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031  
نگاهی به نمایش خیابانی «تحجر» به کارگردانی کریم خاوری؛

بە حرمت آوازی هرچند کوتاە برای زندگی

هرگز کسی این چنین فجیع به کشتن خود بر نخواست که من به زندگی نشستم. «ا.بامداد» 

 

و این حکایت سرنوشت آدمیانِ بە ظاهر مدرنی است کە در «تحجر»، مرگ را زیست می‌کنند و نە زندگی را و اینچنین است در این منجلاب تن بە هر حقارتی میدهند و برای زندەماندن خود حتی خوابهای کودکی بادکنک‌فروش را بە مرگ می‌سپارند . 

«تحجر» گذرگاهی است کە آدمیانش بە قول بامداد شاعر، با کُندە و ساتوری خون‌آلود بە سلاخی هم نشستەاند، چنان کە آدمی نە زندگی در چنین بە ظاهر جامعەای را، کە مردن در چنین ماندابی را هم شایستەی مقام انسانی خود نمی‌بیند. آدمیان در «تحجر»، آنانند كه آنچنان شب را میزیند کە خُفاشوار بە زندگی در لایبرنتهای روحی خبیث خود درنشستەاند و چنان به وقاحت بە زندەبودن نشستەاند کە اندک جائی برای نە برای زندگی درخور شأن انسان، کە جا برای مردن هم تنگ است، آدمی است کە می‌شکند و صدای شکستن استخوانهایش حتی در سلفی‌هایشان دیدە می‌شود. 

«تحجر»، سنگ‌شدگی انسانهای بە ظاهر مدرنی است کە چنان کلاە منیت و منافع شخصیشان را جلو کشیدەاند کە آسمان منافع مشترک انسانی را چنان نادیدە گرفتە کە انگار نە انگار کە در زیر این آسمان بینهایتِ آبی، زمانی همین انسانها بودند کە عضو یک پیکر بودند و فراموش کردەاند کە فراموش کردەاند، گر روزگار بە درد آورد عضوی را، کجاست قرار دگر عضوها؟ 

 این «تحجر»ی است از نوع بە ظاهر مدرنش و در خود بازگشتی بە عصر حجر، این شاید آن بخش ناخوشایند تمدن باشد کە انسانیت گوهر گم شدەاش است و مولاناوار بایستی از دیو و دد ملول گشت و انسان را آرزو کرد. اینجاست انسانها سخت در حال سوءاستفادەی انسانی! از همدیگرند! کە در واقع خود را بە مسلخ بردن است و این چرخەی معیوب در سراسر نمایش تحجر ادامە دارد و بە تماشاگر یادآور میشود کە نگذارند بە دندەای از دندەهای این چرخ معیوب تبدیل شوند، کارگردان با زیرکی و با وجود آنهمە نامردمی و نهایتا دستگیری در حق تنها انسان حقیقی در نمایش خود، مصداق آن مَثلِ کهنِ ژاپنی را یادآور ‌شود کە «بگذار انسان بماند» و در جویبار سیلان و خروشان زندگی انسانی، ماهی سیاە کوچولویی پیدا می‌شود کە برخلاف جریان رودخانە شنا کند، هر چند در نمایش تحجر فقط این انسان است کە تاوانِ کار بجا آوردن وظیفەی انسانی خود را پس می‌دهد و گرفتار تور میشود. 

تحجر، نمایش واقعی زیست‌جهانی است بە ظاهر مدرن و انسان در نمایش زندگی سگی، موجود ربات‌واری از خود بی‌خودشدەای را بە نمایش می‌گذارد کە حتی دلخوشی‌های کودکی بادکنک‌فروش را بە باد نابودی هوا و هوس خود می‌سپارد کە شایستەی مقام انسانی او نیست و این حکایتی است کە بعد از اتمام نمایش تحجر، تماشاگر در تنهایی خود و در دادگاە وجدان، رفتار ناهنجار در ظاهر هنجار شدەی انسانها را مورد کندوکاو ذهنی و در نهایت انتقاد از وضعیت بغرنج انسان در جامعەای با کمترین ترحم نسبت بە هم و در واقع نسبت بە خود و شاید در نهایت خود را مورد خودانتقادی قرار ‌دهد. بازیگران، در تحجر نە بازی، کە زندگی‌ در دنیایی را زیست میکنند کە قرار بود انسان را از رنجها برهاند و بشارت امیدی باشد برای زندگی درخور کرامت انسان، «انسانی کە بودنش دشواری وظیفە است». هر چند چارلی چاپلین خیلی پیشتر و با درایت و زیرکی ابزارشدگی انسان در این عصر مدرن را قبلا مورد انتقاد قرار داد و با هنر خود این هشدار را بە انسانها دادە بود و این بار «خاوری»، زیست در این جهان را کە پیش بە روی سنگ شدگی است، با فریادی رسا آواز سر دهد، آوازی هرچند کوتاە، بە حرمت زندگی…

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

سریال نون.خ و مساله ی زبان !

این نقد سریال نیست. حتی نقد آن چیزی که مطرح می شود نیز ممکن است نباشد. بیشتر بیان مساله و اشتراک گذاری سوالی است که شاید برخی از فیلمسازان و حتی تئاتری های کوردستان نیز با آن مواجه باشند. از این رو از زبان ساده تر و خودمانی تری نیز برای نوشتار استفاده می کنم. چند روزی است که سریال تلویزیونی «نون. خ» از شبکه ی یک سیما پخش می شود. داستان این سریال که از همان الگوی سریال پایتخت پیروی می کند ، این بار در یکی از مناطق کوردستان اتفاق می افتد. فارغ از اینکه مکان داستان بیشتر شبیه به روستاست و معلوم نیست چرا سازندگان اصرار دارند آن را شهر معرفی کنند، و یا اینکه در جمع اهالی روستا نیز یکی از بازیگران فارس است و بسیار روان فارسی صحبت می کند و معلوم نیست چرا به تنهایی او فارسی را اینگونه صحبت می کند و سایرین به شکل دیگر؛ اما حضور بازیگران بومی منطقه و حضور موسیقی کوردی در سریال، از ویژگی های خوب آن به حساب می آید. اما آنچه بحث اصلی این نوشتار است مسئله ی زبان است. چیزی که از روز اول پخش سریال ذهنم را به خود مشغول کرد اما ترجیح بر آن شد تا لااقل بعد از پخش چند قسمت مسئله طرح شود. امروز که واکنش توییتری برخی از مردم نسبت به مسئله ی زبان بکار رفته در این سریال را دیدم، زمان طرح مسئله را مناسب تشخیص دادم. زبان کوردی، اگر چه دارای واژگان مشترک با زبان فارسی است و حتی بنا به اظهار نظر بسیاری از کارشناسان این دو زبان هم ریشه هستند و هر کدام در جغرافیای خود تغییرات زمانی و کاربردی و خود را پیدا کرده است، با این حال این، زبان کوردی، زبانی کاملا مستقل با دستورات گرامری خاص خویش است و لهجه محسوب نمی شود. از این رو تولید یک اثر ملی در کوردستان با حضور شخصیت های کورد، با تولید یک سریال در اصفهان و یا یزد و شیراز و... تفاوت زیادی دارد. چرا که این لهجه های فارسی شیرازی و اصفهانی ولو به صورت غلیظ و با کلمات خاص منطقه نیز ادا شود، نهایتا منظور خود را به مخاطب عمومی منتقل می کند. در سریال نون.خ همه ی کاراکترها -تا این جای قصه- کورد هستند. پس طبیعتاً باید با یکدیگر کوردی حرف بزنند و لزومی به استفاده از زبانی که نه فارسی است و نه کوردی،  ندارند. این امر به ویژه در مناطق کورد زبان که اهمیت خاصی به زبان مادری میدهند بسیار خودنمایی خواهد کرد.  اگر داستان این سریال در نقاطی دیگر از ایران که به دلایل مختلف ، برخی خانواده ها ترجیح داده اند با کودکانشان به جای زبان مادری با زبان ملی صحبت کنند، ساخته می شد، کمتر مسئله ی زبان خودنمایی می کرد و می شد کاراکترهای فیلم را از این خانواده ها معرفی کرد و به راحتی مسئله را توجیه نمود، اما در تمامی شهرهای کوردزبان، مسئله ...

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
2751
روز گذشته
آیا سینمای مهاباد دوباره بازگشایی می شود؟
css.php
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: